تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥

( 7 ) رساله در نفى وجوب عينى نماز جمعه

عبد الحى رضوى كاشانى ( م بعد از 1141 )

مقدمه

مىتوان گفت ، مهم‌ترين رساله‌هايى كه دربارهء نماز جمعه نوشته شده ، مانند رساله‌هاى محقق كركى ، شهيد ثانى ، فيض كاشانى ، آقا جمال خوانسارى و برخى ديگر ، به چاپ رسيده است . با اين حال ، هنوز رساله‌هايى وجود دارد كه لازم است آن‌ها نيز نشر شود تا دامنهء اين بحث به صورت جدىتر آشكار گردد . اما اين كه چرا ما اين رساله را براى چاپ انتخاب كرديم ، از آن روست كه مؤلف اين اثر ، يكى از چهره‌هاى منتقد نسبت به وضعيت برگزارى نماز جمعه در اين دوره بوده و نسبت به حكومت صفوى هم دل خوشى ندارد . بنابراين در كنار علمايى كه همراهى و همدلى با دولت صفوى داشته‌اند ، لازم است تا از اين قبيل افراد نيز يادى بشود و انديشه‌هاشان عنوان گردد ؛ اما نكتهء مهم‌تر در انتخاب اين رساله ، آن است كه مؤلف ، نيمى از نوشتهء خود را به مباحث علمى نماز جمعه اختصاص داده ، و نيم ديگر را به ارائهء برخى از حكايات تاريخى كه خود يا پدرش شاهد آن بوده و مربوط به وضعيت برگزارى نماز جمعه ، منصب امام جمعگى و چيزهايى در اين رديف است ، اختصاص داده است . به طور معمول ، عالمان در آثار علمى خود ، از ارائهء اين قبيل اطلاعات خوددارى مىكنند ؛ در حالى كه در اين نوشته ، مقدار قابل توجهى از اين اطلاعات كه به كار بحث‌هاى تاريخى مىآيد ، وجود دارد . اين رساله ، فصل ششم كتاب مفصل مؤلف تحت عنوان حديقة الشيعة است ؛ كه ما گزارش نسبتا جامعى از آن را در همين مجموعه آورده‌ايم . لاجرم بايد توجه داشت كه ، نه همهء انتقادهاى وى مهم است و نه لزوما درست ؛ اما به هر روى ، براى مورخى كه سخت نيازمند اطلاعات اجتماعى است و آن‌ها را در آثار تاريخى نمىيابد ، همين مقدار بسيار مغتنم است ؛ درست مانند حكاياتى كه در قصص العلماى تنكابنى آمده و بر فرض درستى ، روشنگر بسيارى از نقاط مبهم تاريخى است . گفتنى است كه ما در مدخل « انتقادها » كه در مباحث اوليه مربوط به نماز جمعه آورديم ، به اختصار از ديدگاه‌هاى عبد الحى دربارهء نماز