تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
روز به روز بر اختلاف آنان افزوده شد . گروهى از مدعيان زيركى و فهم ، كسانى بودند كه توان رياست نداشته و در فهم قرآن و سنت - آن گونه كه شايسته بود - از بهره‌اى برخوردار نبودند . آنان از شرايط جمعه و جماعات هم چيزى نمىدانستند ؛ چرا كه عمر خويش را نه در علم بلكه در چيزهايى كه شبيه علم بود ، ضايع كرده بودند ؛ و راه دانش‌اندوزى و هدايت بواسطه پرده‌اى كه چشمان آنان را گرفته بود ، بر آنان گم‌گشته بود . اين پرده ، همانا پيروى از پدران و توجه به جلوه‌هاى دنيا بود . آنان مقلد كتاب‌هاى رايج بودند ، بدون آن كه از بصيرت و يقينى برخوردار بوده باشند . و همواره در مسائل متشابه و متعارض خود گرفتار ترديد و تشكيك بودند ؛ حيران و سرگردان براى مردمان سخنان سردى را عنوان مىكردند كه براى نادانان چيزى جز حيرت به همراه نداشت و بعد از آن هم كناره مىگرفتند :
« يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ »
. « 1 » گروهى ديگر از اهل رياست كه گرفتار غبطه بودند - و ان شاء الله دور از حسد - مدعى اجتهاد بوده ، خود را عادل و معتمد دانسته ، با گروهى از هواداران همج الرعاء خود به خارج شهر مىرفتند و نماز جمعه را در برخى از روستاها اقامه مىكردند ؛ يكى در اين روستا و ديگرى در روستاى ديگر . آنان به خاطر آنچه در دل داشتند ، در ايجاد اختلاف ميان مسلمانان در كار دين تلاش كرده و اين اختلاف و شقاق آنان ، شيطان را خشنود كرده ، اسباب فراخى سينهء خود آنان گشته و دامنگير خودشان شده است . بدين ترتيب كه خطاها بر ايشان سوار گشته و برايشان خوش زينت داده شده است . آنان وسواس‌ها و بدعت‌ها را احتياط و ورع ناميده ، بىتوجه به نفاق و اختلاف ميان مسلمانان شده و باقىماندهء الفت و محبت ميانشان را از ميان مىبرند ؛ در حالى كه هدف اصلى از جمعه و جماعات ، و خواست هر خواهشگرى ، همين الفت و وحدت است . گويى اينان اين سخن خداى را نشنوده بودند كه « و همگى به رشتهء خدا درآويزيد و پراكنده نشويد ، و نعمت خداوند را بر خود ياد كنيد كه دشمنان همديگر بوديد و او ميان دلهاى شما الفت داد و به نعمت او با هم دوست شديد ، و بر لبهء پرتگاه آتش بوديد و او بازتان رهاند ؛ خداوند بدين سان آيات خودش را براى شما به روشنى بيان مىدارد تا هدايت يابيد . و بايد از ميان شما گروهى باشند دعوتگر به خير كه به نيكى فرمان دهند و از ناشايستى بازدارند و اينان رستگارانند . و همانند كسانى نباشيد كه پس از آن كه روشنگرىها فرا راهشان آمد ، پراكنده شدند و اختلاف يافتند ، و اينان عذابى سهمگين ( در پيش ) دارند . » « 2 » و اين سخن خداى كه فرمود : « كسانى كه دينشان را پاره پاره
هامش
( 1 ) . صف ، 8 ( 2 ) . آل عمران ، 104