ستايش خداى را كه دلهاى ما را در تاريكىهاى فتنهها ، با نور علم روشن ساخت و با دادن آرامش به ما در گذرگاههاى سخت و دشوار ، سينههاى ما را گشاده ساخت . و درود بر محمد و خاندان كه با تعليم فرايض و سنتها ، هدايتگر به سوى خدايند .
سرور من - كه خداى تو را در رفاه حال و عاقبت كار نيكبخت گرداند - نامهات كه مشتمل بر شرح احوال تو و درخواست كمكت از من در رسيدن به برخى از آرزوهايت بود به من رسيد و محتواى آن را دريافتم . از جمله درخواستهاى تو ، آن بود كه از من خواسته بودى تا از محضر شاه - انار الله برهانه - بخواهم تا منصب امامت جمعه را در مسجد جامع مشهد رضوى - سلام الله عليه - به تو واگذار كند و ديگرى را كه مىخواهد بر تو پيشى گيرد ، از اين كار بازدارد . و خواسته بودى تا كارى را در آستانهء رضوى به تو واگذارد و حقوقى از موقوفات كه در آنجاست برايت معين كند تا زندگى خود و خانوادهات را سامانبخشى .
من در پاسخ نامهء تو ، اين نامه را كه شرحى از احوال من و مشتمل بر عذرخواهى است ، برايت نوشتم ؛ از آن روى كه خود آنچنان در دشوارىها و شبههها درگير شدهام كه از برآوردن درخواستهاى تو عاجزم ؛ باشد كه عذر مرا در كوتاهى از انجام خواستهايت بپذيرى كه صاحبان كرامت ، عذرپذيرند . و اين را نوشتم تا رهروان ، از آن بهره برند و ناآگاهان بدان آگاه شوند . اكنون با استعانت از خداى متعال مىگويم - و پناه مىبرم به خداى متعال از اين كه خود را مبرّاى از خطا نشان داده باشم - آرى مىگويم ، هر كسى مرا مىشناسد كه مىشناسد ؛ اگر نمىشناسد ، بداند كه من چون برخى از مردمان اين روزگار نيستم - كه بىمبالات - ورود و خروج در كارها داشته باشم ، بلكه فردى هستم كه مطابق شأن خودم ، از بهترين دوستانم پرهيز دارم ، و از دنياخواهى و رو زدن به فرزندان دنيا ، چه براى حاجت خود و چه نياز ديگران ، خوددارى مىكنم . زيرا شرّ ناشى از درخواست چيزى از ديگران ، بيش از خير آن است و البته دفع شر و فساد ، بهتر از جلب منفعت و فايده است .
من ، به حمد الله ، تا بدينجا ذلّت خواهش را به هيچ روى تجربه نكردهام ؛ چرا كه مىدانم ، طلب چيزى از كسى كه خود نيازمند است ، ناشى از سفاهت و ابلهى است و در شأن افراد متين و اهل مروت و ديندارى نيست . كسى را كه خداى آفريده و روزيش را ضمانت كرده ، و در كتابش بر آن تأكيد ورزيده ، البته به وعدهاش وفا مىكند .
بنابراين مردمان اصيل ، در نيازمندىهاى اوليه زندگيشان ، نيازى به رو زدن ندارند ؛ اگر نيازمند چيزى باشند ، چيزى است افزون بر معاش اصلىشان ، كه البته در زندگى نيازى به آنها نيست و جز و بال نخواهد بود . در حديث است كه : « حلال دنيا محاسبه خواهد شد و حرامش عذاب خواهد بود » . بنابراين چيزهاى غير ضرورى ، از دنيا نيست ، بلكه از آخرت است و به دست آوردن آنها از راه حلال عبادت . من روزگارى را با گروهى از فرزندان و
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 277
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٢٧٧