اين تجربه ، روش بحث از امامت در مباحث اعتقادى بوده است ؛ اما در فقه ، فقيهان ، به دليل درگير بودن مردم در پارهاى از مشكلات زندگى خود كه به نوعى به حوزهء رهبرى و امامت مربوط مىشود ، مىبايست بيش از آنچه در كتابهاى كلامى دربارهء امامت مىگفتند ، در اينجا ابراز عقيده كرده و راه تصميمگيرى براى مردم را نشان دهند . در مسائل فقهى خاصى كه به گونهاى ادارهء آنها در شكل طبيعى ، ارتباط با دولت و حاكميت دارد ، اين نياز احساس مىشده و پاسخهايى هم ارائه مىشده است . براى نمونه ، در بحث حدود يا امر به معروف و نهى از منكر ، لزوما مىبايست دستورات روشنى عرضه شود تا راهنماى عمل شيعيان قرار گيرد . لذاست كه شيخ مفيد در اين باره با تفصيل بيشترى سخن گفته و به صورتى روشن ، مسألهء نيابت فقيه ، حدود وظايف وى ، ارتباط او با مردم ، و بحث اجراى قوانين شرعى را مورد بحث قرار داده است . « 1 » به همين ترتيب ، در مباحث ديگر فقهى نيز بحث از رهبرى در عصر غيبت طرح شده است : چنان كه در جهاد ، زكات ، خمس ، نماز جمعه و عيدين ملاحظه مىشود .
علاوه بر اين ابواب ، يكى از مسائل مهمى كه به گونهاى ديگر فقها را به بحث از مسائل سياسى در فقه كشانده ، همكارى و يا عدم همكارى با سلاطين جور است . همچنين گرفتن يا نگرفتن هدايا و جوايز پادشاهان ، زمينهء مناسبى را براى بحث از حكومت فراهم آورده است . گرچه لازم مىنمود تا باب ويژهاى به اين مسئله اختصاص داده شود ؛ اما احتمالا به دليل آنكه در آغاز ، محدودهء آن بسيار خاص بوده و از طرفى با كسب و كار نيز ارتباط داشته ، بحث مزبور در باب مكاسب محرّمه عنوان شده است . « 2 » البته به مرور ، بر دامنهء اين بحث افزوده شده و در برخى از منابع فقهى مفصل ، دهها صفحه به آن اختصاص يافته است . ما در جاى ديگرى گزارش رسالهء سيد مرتضى را در اين باره آورديم . چنان كه در باب نماز جمعه ، به برخى از ديدگاههاى سياسى شيعه كه در رسالههاى نماز جمعه آمده است ، اشاره كردهايم و گفتيم كه محقق كركى ، بحث ولايت فقيه خود را همانجا آورده است . در ميان ابواب فقه ، مهمترين بابى كه از مسألهء حكومت بحث شده ، باب قضا است ؛ زيرا در اين باب ، افزون بر مسألهء قضا - كه خود منصبى حكومتى است و در آن از حاكم عادل و طاغوت و مفاهيم سياسى ديگر از ديدگاه شيعه بحث مىشود - به مسألهء اجتهاد و تقليد و فتوا نيز تا حدود زيادى پرداخته شده كه اين مباحث ، نقشى اساسى در دريافت بيش سياسى شيعه دارد ؛ بيشى كه در واقع ، تعيينكنندهء خط كلى حاكم بر فقه سياسى شيعه است . نبايد غفلت
هامش
( 1 ) . بنگريد : مفيد ، مقنعة ، صص 808 - 814
( 2 ) . گواينكه همان زمان نيز مسئله اين اندازه اهميت داشته است تا سيد مرتضى رسالهء ويژهاى در آن باره بنگارد ، اما بعدها در حق آن كملطفى صورت گرفته و از متن به حاشيه رفته است .