اندازهء كافى مىديد اين اتحاد را پذيرفت و بدين ترتيب در حالى كه امير وجيه الدين مسعود شيخ حسن را بهعنوان پيشوا انتخاب كرده بود ، دعوت به پذيرفتن مذهب خود كرد و سرانجام دو جريان خروشان و بنيانكن يعنى شيخيان ( مريدان شيخ حسن جورى ) و سربداران ( طرفداران امير مسعود ) در يك بستر واحد همديگر را پيدا كردند .
ابن بطوطه در اينباره چنين مىگويد : در مشهد طوس شيخى رافضى بود به نام حسن ، كه از صلحاى شيعيان به شمار مىرفت ، او اعمال اين دسته ( سربداران ) را تأييد كرد و آنان او را به خلافت برگزيدند . « 1 » ما از ذكر حوادث بعدى دوران سربداران به خاطر خارج بودن از حوزه پژوهش ، همچنين به علت فراوانى مطلب خوددارى مىكنيم ، تنها ذكر اين نكته باقى مىماند كه سربداران بدون اينكه به آرمان فتح جهانى اسلام شيعى دست پيدا كنند ، توانستند تا ساليان متمادى به حكومت خود ادامه دهند ، با اين حال حكومت آنان را مىتوان مقدمهء حكومت شيعى مذهب صفوى دانست ، سكههاى موجود از اين دوران بر وسعت قلمرو سربداران گواهى مىدهد . اولين سكه كه در سال 748 تا 750 ه ق در دوران اوج قدرت سربداران در سبزوار و اسفراين ضرب شده است ، نشان از اعتقادات شيعى آنان دارد ، زيرا بر روى همهء آنها « على ولى الله » و اسامى دوازده امام نقرهكوب شده است . « 2 » اين نهضت يا به قول شيخ حسن جورى اين خروج ، بايد بزرگترين نهضت شيعى قبل از رسميت يافتن اين مذهب در ايران به
هامش
( 1 ) . ابن بطوطه ، ج 1 ، ص 434 .
( 2 ) . عروج و مروج سربداران ، ص 83 .