دعوى فرزندى خواندمير مىنموده و به قدر [ قدرت ] در تحرير اخبار تا در قيد حيات بوده كوشيده مثبّت نمود و در اين احوال نسخهاى پرداخته به اسم محمّد خان شرفالديناوغلى حاكم هرات . بعد او قاضى احمد غفارى رازى نسخهاى پرداخته مسمّى به « جهانآرا » به اسم نامى پادشاه شاه طهماسب ، و آن نسخه مشتمل است بر نسب پادشاهانى كه از ابتداى حدوث عالم بودهاند تا انتهاى زمان پادشاه ولى شاه طهماسب ، امّا واقعات پادشاهان صفوى را بر سبيل توالى سنين ثبت نموده تا انتهاى زمان پادشاه ولى كه آن به زمان قزّاق خان بن محمّد خان تكلو منتهى گشته . حقير بىمقدار بر آن نسخ اعتماد نموده - و العهدة على الرّاوى - از روى نسخ از زمان پادشاه جليل تا انتهاى زمان پادشاه ولى ، كه منتهى به زمان قزّاق خان بود ، ثبت افتاد . بعد از زمان قزاق خان كسى از مورّخان [ 500 الف ] در مقام تحرير نيامده ذرّهء بىمقدار به خدمت كسانى كه در آن زمان بودهاند رسيده و متفحّص احوال بوده احوالات اواخر زمان پادشاه ولى تا زمان وفات و جلوس شاه اسماعيل ثانى و وفات وى و احوال پادشاه مؤيّد شاه سلطان محمّد از زمان جلوس و اجتهاد پادشاهزادهء والانژاد سلطان حمزه ميرزا و به قتل رسيدن وى تا زمان جلوس پادشاه زمان شاه عباس صفوى از راويان ثقه استماع نموده و بعد از وثوق مثبت گردانيد . در زمان پادشاهى اين پادشاه ، كه تا قيام دوام مخلّد باد به دولت صاحب الزمان ، اكثر احوالات مشاهده نموده و در اكثر معارك ، خصوصا در تسخير آذربايجان ، مرافق بوده و آنچه به مشاهده ديده مثبت گردانيد . امّيد كه جرأت و جسارت اين ذرّهء بىمقدار [ را ] ناظمان مناظم سخندان و جوهريان بازار معانى در حساب نياورند و قلم عفو بر زلّات و هفوات اين بىمقدار كشند ، إنّه غفار الذنوب و ستار العيوب . العبد حاجى محمّد بن ابراهيم تبريزى - غفر ذنوبهما و ستر عيوبهما بحقّ محمّد و آله سنهء 1082 . « 1 »
پايان
هامش
( 1 ) - خاتمهء نسخهء « م » : إنّه غفّار الذنوب و ستّار العيوب ، سنهء 1091 .
خاتمهء نسخهء « د » : . . . و ستّار العيوب ، بحسب فرمودهء [ ؟ ] الوهّاب [ ؟ ] على يد الأقلّ العباد اللّه تعالى علىقلى بن احمد التبريزى .