تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
اموال و احمال ايشان به تصرّف درآوردند و مرتبه‌اى ديگر در تعاقب جمعى كثير به قتل رسانيدند . ابراهيم سلطان بعد از اين فتح نامدار رئوس معاندان را با عرضه داشتى مشتمل بر كيفيّت واقعه به مستقرّ شاهزادهء والاتبار و خان عالىمقدار ارسال داشت و قريب به ده روز در ولايت غرجستان توقّف نموده زمره‌اى از ارباب و اعيان آن ولايت با پيشكشهاى لايقه به ملازمت مبادرت نمودند و به تشريف خلع فاخره و تلبّس تاج وهاج مباهى و مفتخر گرديده غاشيهء اطاعت و انقياد بر دوش جان كشيدند . در خلال اين احوال به وضوح پيوست كه محمّد زمان ميرزا از قلّت استعداد به اقصاى ولايت غرجستان فرار و در آن مقام نيز پاى قرارش از جاى رفته علم نهضت به طرف شبرغان تافته است و سلك جمعيت [ 137 الف ] وى از هم ريخته ديگر امكان جمع آوردن سپاه از قوّت مكنتس مسلوب است . بنابراين ابراهيم سلطان رؤساى غرجستان را رخصت انصراف داده عجزه و رعاياى آن ولايت را مستمال گردانيد و به الطاف مراحم شاهزادگى اميدوارشان ساخته ابواب عدالت و رعيّت‌پرورى بر روى روزگار متوطّنان آن ديار مفتوح داشت . بعد از استمالت رعايا و رخصت رؤسا جمعى از مردم كارديدهء رزم آزموده جهت حراست در آن ولايت چقچران نصب نمود و پس از آن عنان مراجعت مقضى المرام معطوف ساخته به سمت هرات در حركت آمده به تقبيل بساط شاهزادگى و تشريف ملاقات خانى الزمانى سرافراز گشته بدين نيكوخدمتى به مراتب عليّه صعود نمود و اشعه و انوار اين فتح بر وجنات اهالى و رعاياى هرات تافته به محامد شكر الهى قيام نمودند - منه الاعانة و التوفيق .