بود ، سرافراز ساخت ، و پايهء او را بين الاقران برافراشته گوش هوش او را به درر نصايح كه مشتمل بر ترويج و تنسيق عتبات عاليات و محافظت مملكت و سدّ ثغور و رعيّتپرورى بود بياراست .
آنگاه ماهچهء رايات كشورگشاى به قبّهء طارم اين سپهر مينايى مرتفع ساخته عزيمت مملكت خوزستان و تسخير و دفع متمرّدان آن مرزستان پيشنهاد همّت والانهمت گردانيد .
35 بيرق افراختن خسرو ممالكستان به عزم خوزستان و سوختن خرمن استقلال قوم « مشعشع » از شعشعهء انوار رايت ظفر آيت و كيفيّت اطاعت حاكم لر بزرگ « ملك رستم » و آمدن وى به آستان خلافتنشان
بر متتبّعان طريق روضهء ارباب فضل و هنر و مستخبران احوال پادشاهان دادگستر چهرهء هميون اين معنى بدين سان جلوهگر است كه يكى از اسلاف سادات مشعشع مسمّى به سيّد محمد كه مسقط الرأس وى دارالسّلام بغداد اتّفاق افتاده بود در سلك تلامذهء شيخ احمد بن موسى منخرط گشته در زىّ صوفيّه « 1 » به اقتباس انوار حقايق و رياضات شاقه در تهذيب اخلاق [ 82 الف ] بسرمىبرد تا هنگامى كه قرب حلول أجل شيخ احمد بر مرآت خاطر انورش عكسپذير گشته به تهيّهء اسباب آخرت پرداخت . چنين گويند كه آن جناب را در علوم غريبه كتابى بوده جامع كشف اسرار و مقامات سالكان طريق رشد و رشاد در حال اختصار كه به يكى از مريدان معتمد سپرده وصيّت نمود كه بعد از انتقال وى آن كتاب را در آب فرات انغماس دهند تا بعضى بنا بر غرض اسباب دنيوى
هامش
( 1 ) ف : صفوفيه .