تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
حوادث نازله گشاد داده ، راه بيرون شدن ارواح مجاهدان دين به آسانى مىگشودند . نه غمام كمان بدانديشان را در امطار باران سهام تأخيرى و نه اقدام تيزرو بادپايان جلادت‌نشان را از مشقّت صعود بر آن بلندى تأثيرى ، بيت :
فراز و شيب ره از رهروان گرم مپرس * كه پيش مرغ هوا كوه و دشت يكسان است
القصّه در اثناء اين گيرودار پيادگان شيروان كه در پيش سپاه صفى طويل كشيده به شيبهء تير مرگ تأثير ميمنه و ميسره جنود ظفر ورود را از ترتيب خاص انداخته ، اندك آشوبى به حال ايستادگان سپاه ظفر پناه راه يافت و شيروان شاه از مشاهدهء اين حال عنان تملّك از دست داده با سواران خويش از زبر آن پشته به جانب مجاهدان دين و غازيان غضنفر آيين شتافتند و به مضمون آنكه ، بيت :
كسى را كه تيره شود روزگار * همه آن كند كش نيايد به كار
از صدمهء حيلهء ايشان پيادگان شيروان در زير پاى ستوران مضطرّ و مستأصل گشته مجال تيراندازى از ايشان مسلوب گرديد . غازيان جلادت‌نشان از صدمهء شيبهء تير مرگ تأثير پيادگان ايمن گشته عنان بادپايان به محاربهء معاندان معطوف گردانيدند و شيروانيان نيز در مقام مدافعه ثبات قدم ورزيده دست به استعمال آلات حرب يازيدند . هر دو گروه كوه شكوه عنان به دست قايد تقدير سپرده با يكديگر در آويختند و به زخم تيغ برّان و سنان جان‌ستان روزگار يكديگر تباه مىساختند ، شعر : [ 39 الف ]
چنان شد ز بس كشتگان رزمگاه * كه كس را نبود اندر آن جاى راه
ز بس خون كه از تيغ پاشيده شد * زمين همچو روى خراشيده شد
چون پادشاه گردون غلام كوشش شيروانيان و ثبات قدم ايشان را در برابر حملهء غازيان غضنفر توان مشاهده فرمود عرق شجاعت حيدرى به حركت آمده تيغ آبدار ذو الفقار كردار از نيام انتقام كشيده ، بيت :
به لشكرگه دشمن اندر فتاد * چو اندر گيا آتش تندباد
و به حمله‌اى صف شكاف و صدمه‌اى ضرامت‌مصاف ، صدمهء كارزار چون ساحت محشر پرآشوب گردانيد . گاهى از زخم شمشير قاطع بوستان رزم را از تارك اعدا نار كفيده عيان نمودى و گاهى از سنان شمشير خون‌آشام مسكوتان معركهء رزم را قيفال و أكحل گشودى . سنان افعى سنانش چون غمزهء دلبران از دليران