باد فنا دهد ديدهء بصيرتش به مثابهاى مكدّر گرداند كه مصدوقهء
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ
« 1 » شامل احوال نكبتمآثرش گشته طريق سلوك به مقصود بر وى مشتبه گردد .
قرين اين مقدمه ، احوال پادشاه جمجاه و محاربهء شيروان شاه است به نوعى كه :
چون پادشاه عالم جان در ارزنجان امراى مستشار را تزنيف نموده به ارشاد و هدايت ارواح ائمّهء معصومين - عليهم من التّحيّاتها - عزيمت يورش شيروان اختيار فرمود فرخ يسار ، كه در آن اوان شيروان شاه بود ، از اين عزيمت بناى ثبات و قرارش متزلزل گرديده هر چند به نظر اتفاق تأمّل نموده راه صواب بر وى بسته گشته ، در اين انديشه مىبود تا زمانى كه ظاهر شماخى از نزول موكب هميون رشكفزاى سپهر برين گرديد . در آن وقت سراسيمه گشته از بيشه ، كه در ميان درّهء بيقرد و قلعهء گلستان واقع بود در نهايت استحكام از تشابك « 2 » اشجار بىسببى كوچ كرده عازم قلعهء گلستان گرديد و قبل از آنكه به مقصد رسد در منزل جالى ماهچهء رايت نصرت آيت « 3 » پرتو وصول بر ايشان انداخت ، و از هراس و سراسيمگى مخالفان ، پادشاه عالم جان ، به نويد فتح و فيروزى متيقّن گرديده به تعبيهء سپاه ظفر دستگاه بپرداخت ، شيروان شاه نيز با بيست هزار سوار و پياده كه از ولايت شيروان جمع آورده بود بر زبر پشتهء رفيع صعود نموده به ترتيب سپاه مشغولى نمود .
بعد از تسويهء صفوف از طرفين ، آواز نفير و غريو كوس و صهيل اسبان و قعقعهء سلاح مبارزان و شيون و فغان دلاوران و صداى جلاجل مركبان ، اهتزاز و تزلزل در اركان سپهر دوّار و اطراف زمين برقرار انداخته نمونهء [ 38 ب ] عصر محشر به ظهور آمده غازيان موكب هميون شاهى در جوشن توكّل و جبّهء تأييد الهى ، تيغهاى يمانى و هندى از نيام انتقام كشيده ، سنانهاى افعىسان استوار داده متوجّه مخالفان دين گشتند . مبارزان شيروان نيز از زبر آن پشته كمانهاى چاچى يازيده تيرهاى خدنگ در زه جنگ پيوستند . گاهى سواران رزمجوى قبّهء ناصيه با تيغهاى آخته و سنانهاى پرداخته تازيان بادپيمايان را چون دعاى مستجاب به بالا جولان داده معاندان را چون اثر دعاى اجابت قرين به روى زمين قرار مىدادند و گاهى طايفهاى طاغيه از فراز آن پشته عقابان مرگ تأثير را چون
هامش
( 1 ) بقره : 7 .
( 2 ) ف ، د : تشامك .
( 3 ) ف : صفوى آيت .