تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
و اما رحمت خداى تعالى نيز خداوند خود مىفرمايد :
إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ . »
« 1 » - البتّه رحمت خداوند به نيكوكاران نزديك است - و من نمىدانم كه نيكوكارم يا نه ؟ ! » « 2 » براستى كه آيا شما چنين تواضع و خود فراموشى در برابر خداى متعال را در كسى سراغ داريد ؟ حقا كه اين امام بزرگوار نسخهء منحصر به فردى است كه در ميان فرزندان آدم و بشريت جز پدران بزرگوارش ، همانندى ندارد ! ( 1 )

امام با هشام بن عبد الملك

سالى هشام بن عبد الملك به حج بيت اللّه الحرام رفت و مأموران زيادى همراهش بودند و جيره‌خواران و بزرگان و اعيان شام اطراف او را گرفته بودند و به زحمت مىخواست حجر الاسود را استلام كند و به خاطر ازدحام جمعيّت حاجيان نتوانست ، مردم براى بوسيدن حجر الاسود يك ديگر را دور مىكردند كسى به هشام اعتنا نكرد و راه نداد ، چون در آن مكان مقدس امتيازات ملغاست . براى هشام منبرى آراسته بودند ، بالاى آن نشسته و به طواف حاجيان تماشا مىكرد ، در آن ميان امام زين العابدين عليه السلام براى انجام طواف آمد ، يكى از حاجيان كه چشمش به امام افتاد ، او را شناخت و با صداى بلند فرياد زد : « اين بقية اللّه در زمين است . . . » « اين يادگار نبوّت است . . . » « اين امام المتّقين و سيد العابدين است . »
هامش
( 1 ) اعراف / 56 . ( 2 ) بحار 46 / 101 .