كردهاند كه او امام عليه السلام را در حال نماز ديد كه رداى مبارك از روى شانهاش افتاده و توجه ندارد ، ابو حمزه ، علت را مىپرسد ، امام مىفرمايد :
« واى بر تو آيا مىدانى كه در حضور چه كسى بودم ؟ همانا از نماز بندهاى پذيرفته نمىشود مگر آن مقدارى كه توجه قلبى دارد . » « 1 »
( 1 ) امام سجاد عليه السلام از دلبستگى زياد به خدا در حال نماز به جايى رسيد كه يكى از كودكان آن حضرت در چاه افتاد و اهل منزل فرياد برآوردند و مردم مدينه آمدند و كودك را نجات دادند ، امام عليه السلام همچنان در محراب نماز ايستاده بود و توجهى نداشت ، همين كه از نماز فارغ شد جريان را گفتند ، فرمود :
« من متوجه نشدم ، در حال مناجات با پروردگار بزرگ بودم . » « 2 »
روزى در خانهء امام حريقى اتفاق افتاد و آن حضرت چنان سرگرم نماز بود كه توجه نكرد ، موقعى كه از نماز فارغ شد به اطلاع آن حضرت رساندند ، فرمود :
« ياد آتش بزرگ ( آتش دوزخ ) مرا از اين آتش بازداشته بود . » « 3 »
عبد الكريم قشيرى ، اين حالت از خود بىخبرى را كه در حال نماز هميشه با امام بوده است از باب غيبت دل از ماجراى احوال خلق دانسته و مىگويد به خاطر اشتغال حواس به حالات وارده چنين حالى دست مىدهد ، زيرا كه گاهى دل از احساس خود و غير خود به دليل تذكر ثواب و يا انديشهء عقاب فراموش كرده و غافل مىشود . « 4 »
هامش
( 1 ) علل الشرايع : ص 88 ، بحار الانوار : 46 / 61 ، وسائل الشّيعه : 4 / 688 .
( 2 ) اخبار الدّول : ص 110 ، بحار الانوار : 46 / 99 .
( 3 ) صفة الصّفوة : 2 / 52 ، المنتظم : 6 / 141 ، نهاية الأرب : 21 / 325 ، سير اعلام النبلاء : 4 / 238 .
( 4 ) رسالهء قشيريه : 1 / 214 ، اين رساله مشهورترين اثر ابو القاسم قشيرى از مشاهير صوفيه و عرفاست كه