كبوتي لحرّ وجهي ، و زلّة قدمي ، وعد بحلمك على جهلي ، و باحسانك على إساءتي ، فانا المقرّ بذنبي ، المعترف بخطيئتي ، و هذه يدي و ناصيتي استكين بالقود من نفسي ، ارحم شيبتي ، و نفاد ايامي ، و اقتراب اجلي ، و ضعفي ، و مسكنتي ، و قلّة حيلتي ، مولاي : و ارحمني اذا انقطع من الدّنيا اثري ، و امحى من المخلوقين ذكري ، و كنت في المنسيّين كمن قد نسي ، مولاي و ارحمني عند تغيّر صورتي و حالي اذا بلي جسمي ، و تفرّقت اعضائي ، و تقطّعت اوصالي ، يا غفلتي عمّا يراد بي ، مولاي و ارحمني في حشري و نشري و اجعل في ذلك اليوم مع اوليائك موقفي ، و في احبائك مصدري ، و في جوارك مسكني يا ربّ العالمين . » « 1 »
« پروردگارا ! گناهانم مرا مغلوب كرده و از سخن گفتن بازماندهام ، از اين رو حجت و برهانى ندارم به رنج و سختى گرفتار و در گرو اعمالم و در گرداب گناهان سرگردان ، و در راه خويش واماندهام ، نفس خود را در جايگاه گنهكاران واداشتهام و در جاى آن نگونبختانى كه بر تو گستاخى نمودهاند ؛ آنان كه وعدهء تو را ناچيز شمردهاند ، خداوندا ! تو منزّه و پاكى به كدام جرأت و بىباكى بر تو جرأت كردم و به كدام گستاخى خود را به هلاكت و تباهى در افكندم ! اى مولاى من به افتادن با تمام رخسارم و به لغزيدن پايم رحم كن و به حلم و بردباريت بر نادانيم ، و به احسان و نيكيت بر بدكرداريم عفو فرما ، زيرا كه من به گناه خود معترفم و به خطاى خويش اعتراف مىكنم ، اينك اين دست و موى پيشانى من است كه در اختيار توست و من زارى مىكنم و خود را براى كيفر و مجازات تو
هامش
( 1 ) صحيفهء سجاديه : دعاى پنجاه و سوم .