تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 757

مساهمون:

ص٧٥٧
5 - هريك از دو دولت عثمانى و ايران وكيلى در پايتخت كشور ديگرى داشته باشد . اين نامه به همراهى سفير با هداياى گرانبها به دربار عثمانى فرستاده شد . ليكن عثمانيان مادهء اوّل و دوّم را نپذيرفتند و مصطفى پاشا والى موصل را با دو نفر از علما براى تبريك و تعيين سرحدات نزد نادر فرستادند . هنگامى كه كار قندهار پايان يافته بود ، سفيران عثمانى بحضور رسيدند . نادر مجددا در اين باب نامه نوشت و پس از مراجعت از سفر هند معادل دو لك از جواهر با چهارده زنجير پيل با پيل‌بانان برسم هديه نزد پادشاه عثمانى فرستاد و كرارا قبول شرائط ذكرشده را خواستار شد . بزرگان دولت عثمانى از قبول رسميت مذهب شيعه و دادن ركن پنجم سرباززدند و فتواى علماى اهل سنت را در نامشروع بودن اين تقاضا مستمسك قرار دادند و دو تن از قاضيان را نزد نادر فرستادند تا فتواى علماى سنت را به دو اطلاع دهند . سفرا در دربند بحضور نادر رسيدند . نادر برآشفت و جوابى دو پهلو به نامهء دربار عثمانى نوشت و عازم حمله بممالك عثمانى شد . خبر حركت نادر عثمانيان را متوحش ساخت و سلطان عثمانى احمد پاشاى حمال‌اوغلى را به سرعسكرى منصوب ، و به سمت دياربكر مأمور ساخت و به دو توصيه كرد كه تا نادر به سرحدات عثمانى نرسيده ، عثمانيان بحدود ايران تجاوز نكنند و به جنگ پيشدستى ننمايند . نادر پس از پايان كار داغستان و مراجعت از آن حدود در بيستم دلو سال هزار و صد و پنجاه و پنج متوجه ممالك عثمانى شد . در اين سفر بارانى سخت درگرفت و رفتن را دشوار ساخت چنان كه ستوران از بردن بار بازماندند و از پيمودن راه ناتوان گشتند . از دربند تا كنار رود كر لشكر با كمى آذوقه و گرسنگى زير باران تند راه پيمودند . سرانجام باران آرام شد . در نزديكى جواد پلى بر رود كر بستند و نادر با لشكريان از آنجا گذشتند و در صحراى مغان منزل كردند . در آن نواحى ، چهارپايان را بخاطر نيرو گرفتن به علف انداختند سپس متوجه مقصد شدند . احمد پاشا والى بغداد چند تن