انجام دهد نيكو و عادلانه خواهد بود هرچند عقل آن را ناپسند و ظالمانه بداند .
مثلا اگر خداوند ابو ذر را به دوزخ و ابو جهل را به بهشت ببرد ، نبايد آن را ناپسند و بر خلاف عدل و حكمت دانست .
روشن است كه چنين تفسيرى از عدل الهى ، در حقيقت انكار عدل است . از اين روى ، شيعه و معتزله عدل را يكى از اصول مذهب خود قرار دادهاند . تا بدين وسيله نادرستى ديدگاه دوم را روشن سازند . نيز بدين جهت است كه آنان « عدليه » ناميده شدهاند .
مظاهر عدل الهى
عدل از صفات فعل الهى است كه در مقام تكوين ، تشريع و جزا تجلّى مىكند .
عدل تكوينى خداوند اين است كه هر موجودى را براساس علم و حكمت ايجاد مىكند ، و ابزارها و وسايل لازم جهت هدايت او را به وى ارزانى مىدارد .
رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
. « 1 » بر اين اساس ، نظام آفرينش از اتقان و انسجام مطلوب برخوردار است
صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ
. « 2 »
و در نتيجه همه چيز نيكو آفريده شده است :
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ
. « 3 »
حوادث ناگوار طبيعى نيز از اين قاعده بيرون نيست . هرچند محدوديت علم و آگاهى بشر از يك سو ، و مقياس قرار گرفتن منافع محدود بشرى براى داورى نظام
هامش
( 1 ) . طه / 50 .
( 2 ) . نمل / 88 .
( 3 ) . سجده / 7 .