تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 783

مساهمون:

ص٧٨٣
ملتقاى فرات و دجله يعنى نقطه‌اى كه از انضمام اين دو رود شط العرب تشكيل مىشود . ( 1347 )

ص 396 ، سطر 14 : سرسام

[ س ر سا م ] ( اسم ) . سرگشتگى و بيهوشى و بىخودى ، ديوانگى و شيدايى ؛ هذيان ، آشفتگى - باصطلاح طب ورم دماغ . ( از ناظم الاطباء ) . ( 1348 )

ص 396 ، سطر 22 : انعام

[ ا ن عا م ] ( جمع قلت ) . ستورهاى چرنده بخصوص شتران و گوسفندان . ج ج : اناعيم . ( از اقرب الموارد ) .

[ ص 397 ]

( 1349 )

ص 397 ، سطر 2 : نوشته‌جات

[ ن و ش ت - يا - ت جا ت ] ( اسم جمع ) . بين اهل دستور در كتابت و علامت جمع اين قسم جمعها - يعنى جمع كلمات فارسى ( يا مستعمل بين فارسى زبانان ) مختوم به « هاء » غير ملفوظ - اختلاف است . گروهى علامت جمع را « جات » مىدانند و مىگويند اين علامت تنها در كلمات مختوم به هاء غير ملفوظ نمىآيد بلكه در جمعهايى چون « شيرينىجات » و « ترشىجات » و « دواجات » نيز مىآيد ، لذا بايد آن را به صورت « نوشته‌جات » و « حواله‌جات » نوشت و خلاف آن نادرست است . گروه ديگر معتقدند علامت جمع در اين گونه كلمات « الف و تاء » است و « جيم » در اصل تغيير شكل « هاء » غير ملفوظ است كه ابتداء در لفظ « روزنامه » واقع شده و سپس اطراد و شمول پيدا كرده است . لذا كتابت صحيح آنها « نوشتجات » و « حوالجات » است . امروز نظر دوم بيشتر مراعات مىشود . منتها چون در متن‌هاى خطى جهانگشا « نوشته‌جات » و « قلعه‌جات » آمده بود در متن چاپى نيز از آن رسم الخط تبعيت شد . ( 1350 )

ص 397 ، سطر 13 : قير

[ قى ر ] ( اسم خاص ) . مؤلف تاريخ داغستان آن را « قبر » ضبط كرده و از مضافات دربند ( شيروان ) آورده است و مىگويد داراى قلعهء متينى است . در بعضى از نسخ جهانگشا نيز « قبر » آمده است . ( از تاريخ داغستان نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 518 ) .