( 1261 )
ص 349 ، سطر 13 : كوكى
[ ؟ ] ( اسم خاص ) . اين نام بىشك غلط و صحيح آن كركى [ ك ر كى ] است بمشخصات زير :
بندرى است بر كنار جيحون ميان كليف و چهارجوى ، بين خط 65 درجه طول شرقى و 38 درجه عرض شمالى از مبدء گرينويچ .
( از نقشهء جغرافياى مؤسسه جغرافيايى لندن ) .
( 1262 )
ص 349 ، سطر 15 : حصار
[ ح صا ر ] ( اسم خاص ) نام ديگر « حصار شادمان » است .
به « حصار شادمان » درين تعليقات رجوع شود .
( 1263 )
ص 349 ، سطر 19 : چارجو « 1 »
[ چا ر جو ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است در جنوب رودخانهء جيحون بتركستان روس و بر كنار راه « مرو » و « بخارا » . شهر قراكول در شمال آن قرار دارد .
( از نقشهء جغرافياى بغايرى ) .
( 1264 )
ص 349 ، سطر 22 : صيانت
[ ص يا ن ت ] ( مصدر ثلاثى ) . حفاظت كردن ، حمايت كردن ، حراست نمودن ، نگاهدارى كردن ، نگاهبانى كردن .
( از اقرب الموارد ) .
[ ص 350 ]
( 1265 )
ص 350 ، سطر 18 : قراكول
[ ق ر كو ل ] ( اسم خاص ) . ناحيتى است بجنوب شرقى بخارا ، بر سر راه آهن بخارا و مرو ، بشمال رودخانهء جيحون . - بين اين ناحيه و رودخانهء جيحون ايستگاه « خواجهء دولت » واقع است .
( از نقشهء جغرافى بغايرى ) .
هامش
( 1 ) - اين نقطه « چهارجو » نيز ضبط شده است .
- كه از خراسان بتركستان مىرود شهرهايى در سابق وجود داشته كه غالبا رودخانه از ميان آن مىگذشته كه از آن جمله شهر كليف است . اين شهر در ساحل شمالى رود و در مقابل ربض خود ، كه در جانب خراسان رود جيحون است ، قرار داشته ( هنوز هم وجود دارد ) و بقول مقدسى آب رود از ميان آن مىگذشته است مانند « بغداد » و « واسط » . - مقدسى از رباط جانب شمالى آنكه برباط ذو القرنين معروفست صحبت مىكند و مىگويد بنابر مشهور اسكندر آن را ساخت . حمد اللّه مستوفى طول دو بارو آن را سه هزار گام مىآورد . رجوع به « سرزمينهاى خلافت شرقى » شود .