تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 762

مساهمون:

ص٧٦٢
هرات بوده است . - از قرار اظهار مطلعى محصول خربوزه آنجا بسيار خوب است . ( 1246 )

ص 345 ، سطر 4 : فاليز

[ فا لى ز ] . بستان خربزه ، خربزه زار ، پاليز . ( از ناظم الاطباء ) . ( 1247 )

ص 345 ، سطر 7 : مطايا

[ م طا يا ] ( جمع مطيّه ) . مطايا چهارپاهايى است كه بر پشت آنها سوار شوند . - چون اسب و اشتر و غير آن . ( از آنندراج ) .

[ ص 346 ]

( 1248 )

ص 346 ، سطر 9 : سيوى

[ سى و ى ] ( اسم خاص ) . بحدود شمال خاورى مكران متصل بمرز هند دو ولايت « طوران » و « بدهه » وجود داشت كه شمال اين دو ولايت ناحيه « باليس » ( باسامى « بالش » و « والشتان » نيز آمده ) بود و كرسى اين ناحيه را « سيوى » يا « سيبى » يا « سيوه » مىناميدند . ( از سرزمينهاى خلافت شرقى ) . ( 1249 )

ص 346 ، سطر 10 : دادر

[ د ا د ر ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است بپاكستان غربى ، كه چون از كويته به طرف سند حركت كنيم پس از گذشت از « سيوى » به « دادر » كه در جنوب شرقى كويته است ، مىرسيم . ( از تقريرات تيمسار سپهبد جهانبانى ) . ( 1250 )

ص 346 ، سطر 10 : شال

[ شا ل ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است بشمال بلوچستان و حدود افغانستان كه در 164 كيلومترى شمال كلات و بر سر راه قندهار قرار دارد . محصول آن ميوه و اهالى آن مركب از بلوچ و افغانند . ( از قاموس الاعلام تركى ) . ( 1251 )

ص 346 ، سطر 10 : فوشنج « 1 »

[ فو ش ن ج ] ( اسم خاص ) . نام نقطه‌ايست بشرق قندهار
هامش
( 1 ) - در ترجمهء پارسى « تاريخچه نادر شاه مينورسكى » مقابل اين اسم علامت سؤال گذارده شده و به نظر مىآيد كه نويسنده گمان اشتباه بقول ميرزا مهديخان برده است . ظاهرا علت اين گمان بودن « فوشنج » يا « پوشنگ » معروف است بحدود هرات . خوشبختانه « مجمع التواريخ » رفع اين گمان را كرده است .