هرات بوده است . - از قرار اظهار مطلعى محصول خربوزه آنجا بسيار خوب است .
( 1246 )
ص 345 ، سطر 4 : فاليز
[ فا لى ز ] . بستان خربزه ، خربزه زار ، پاليز .
( از ناظم الاطباء ) .
( 1247 )
ص 345 ، سطر 7 : مطايا
[ م طا يا ] ( جمع مطيّه ) . مطايا چهارپاهايى است كه بر پشت آنها سوار شوند . - چون اسب و اشتر و غير آن . ( از آنندراج ) .
[ ص 346 ]
( 1248 )
ص 346 ، سطر 9 : سيوى
[ سى و ى ] ( اسم خاص ) . بحدود شمال خاورى مكران متصل بمرز هند دو ولايت « طوران » و « بدهه » وجود داشت كه شمال اين دو ولايت ناحيه « باليس » ( باسامى « بالش » و « والشتان » نيز آمده ) بود و كرسى اين ناحيه را « سيوى » يا « سيبى » يا « سيوه » مىناميدند .
( از سرزمينهاى خلافت شرقى ) .
( 1249 )
ص 346 ، سطر 10 : دادر
[ د ا د ر ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است بپاكستان غربى ، كه چون از كويته به طرف سند حركت كنيم پس از گذشت از « سيوى » به « دادر » كه در جنوب شرقى كويته است ، مىرسيم .
( از تقريرات تيمسار سپهبد جهانبانى ) .
( 1250 )
ص 346 ، سطر 10 : شال
[ شا ل ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است بشمال بلوچستان و حدود افغانستان كه در 164 كيلومترى شمال كلات و بر سر راه قندهار قرار دارد . محصول آن ميوه و اهالى آن مركب از بلوچ و افغانند .
( از قاموس الاعلام تركى ) .
( 1251 )
ص 346 ، سطر 10 : فوشنج « 1 »
[ فو ش ن ج ] ( اسم خاص ) . نام نقطهايست بشرق قندهار
هامش
( 1 ) - در ترجمهء پارسى « تاريخچه نادر شاه مينورسكى » مقابل اين اسم علامت سؤال گذارده شده و به نظر مىآيد كه نويسنده گمان اشتباه بقول ميرزا مهديخان برده است . ظاهرا علت اين گمان بودن « فوشنج » يا « پوشنگ » معروف است بحدود هرات . خوشبختانه « مجمع التواريخ » رفع اين گمان را كرده است .