و دار الملك عمانست . شيروانى « 1 » از آنجا ديدن كرده و در وصف آن مىگويد :
اين بندر را از سه طرف كوه فرا گرفته و فقط جانب شمالى آن باز و آب آن از چاه و هوايش بسيار گرم است . مأكولات و ملبوسات اين بندر از بنگاله و يمن و فارس مىآيد و حلواى بسيار ممتاز دارد . سلطان آن ديار را امام گويند .
( از بستان السياحه ) .
( 1224 )
ص 339 ، سطر 17 : غرابات
[ غ ر ا با ت ] ( جمع غراب ) . غراب نام نوعى از كشتى بادى است كه در قديم به شكل غراب مىساختهاند ، كرجى ، زورق ، قايق .
( از لغتنامهء دهخدا ) .
( 1225 )
ص 339 ، سطر 18 : تهتها « 2 »
[ ت ه ت ه ] ( اسم خاص ) . نام يكى از صوبههاى هندوستانست بمختصات زير :
حدود :
شمال : بهكر ؛ جنوب : درياى شور ؛ مشرق : گجرات احمد آباد ؛
غرب : كيج و مكران ؛
مختصات جغرافيايى :
طول : هشتاد و دو درجه و سى دقيقه ؛ عرض : بيست و پنج درجه و دو دقيقه ؛ در سراسر مرز بين اين ناحيه و « ملتان » و « اوچ » و « كيج » و « مكران » كوهستانهاى خارا و مرتفع وجود دارد كه مساكن اقوام بلوچ و افغان است .
حاكمنشين آنها در جسيلمير است . در طرف جنوب از « اوچ » تا « گجرات » كوههاى ريك قرار دارد
( از غياث اللغات )
( 1226 )
ص 339 ، سطر 19 : بنكش « 3 »
[ ب ن ك ش ] ( اسم خاص ) . بنگش نام دو موضع است
هامش
( 1 ) - مدت اقامت شيروانى بدانجا هفده روز بوده است .
( 2 ) - غياث اللغات آن را : تهتهه تاء آميخته با طاء ضبط كرده است
( 3 ) - در جهانگشا و تاريخچهء نادر شاه مينورسكى اين نام بنكش يعنى « با كاف عربى » آمده ولى صاحب بستان السياحه آن را بنگش « با كاف فارسى » ضبط كرده است .