( 1115 )
ص 292 ، سطر 14 : ترنى « 1 »
[ ت ر نى ] ( اسم خاص ) . نام طايفهاى است كه در « ترين » از توابع قندهار زيست مىكنند . - « ترين » محدود است :
از شمال : به گيزاب ؛ از شرق : به كلان ارزگان ؛ از غرب : به ده راهرو ؛ از جنوب : به نيش از توابع خاكريز .
( از قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
[ ص 293 ]
( 1116 )
ص 293 ، سطر 17 : آغچه
[ عا ق چ ] ( اسم خاص ) . نام شهر مركزى شبرغان و از اعمال ولايت مزار شريف افغانستان است . اين شهر بين خط 66 درجه و 9 دقيقه و 48 ثانيه طول شرقى و 36 درجه و 55 دقيقه و 40 ثانيه عرض شمالى واقع و فاصله آن از مزار شريف 96 و از كابل 717 و از هرات 717 كيلومتر است . « 2 »
( از قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
[ ص 294 ]
( 1117 )
ص 294 ، سطر 14 : حصار شادمان
[ ح صا ر شا د ما ن ] ( اسم خاص ) . در علياى رود قباديان « 3 » و باختر پل سنگى « 4 » شهر واشجرد واقع بوده كه باندك مسافتى در جنوب آن قلعه بزرگ « شومان » قرار داشته است .
شرف الدين على يزدى در وصف جنگهاى امير تيمور مكرر از اين قلعه بنام « حصار شادمان » نام مىبرد و غالبا آن را به صورت مختصر « حصار » يا « حصارك » مىنويسد .
هامش
( 1 ) - منسوب به « ترين » بايد « ترينى » باشد ولى اغلب نسخ « ترنى » ضبط كردهاند .
( 2 ) - در كتاب « شرح آسياى مركزى » نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 1139 اين نقطه چنين آمده است : « در پنج فرسنگى شبرغان در راه بلخ ولايتى است ، خان نشين ، موسوم به آغچه و شهرى دارد كه آن را نيز آغچه مىنامند . ديوار و خندقى محيط اين شهر است و قلعه و اركى دارد كه محل توقف خان است . »
( 3 ) - در باختر رودخانهء وخش ناحيتى است كه از جنوب برود جيحون محدود است . اعراب آن را « صغانيان » و ايرانيان « چغانيان » مىناميدهاند . قسمت خاورى اين ناحيه معروف به قباديان بوده و شهرى به اين اسم و بر ساحل رودى به اين نام قرار داشته است . براى اطلاع بيشتر رجوع به « شرح آسياى مركزى » نسخهء خطى كتابخانهء ملى شمارهء 1139 شود .
( 4 ) - مقصود « پل سنگى » است كه بر روى رود و خشاب وجود داشته و اسم آن بتركى « تاش كوپروك » بوده است .