حكومتى است درجه 4 از توابع قندهار كه بين 64 و 66 درجه و 19 و 52 دقيقه و 14 و 26 ثانيه طول شرقى و 29 و 30 درجه و 29 و 32 دقيقه و 11 و 36 ثانيهء عرض شمالى قرار دارد ، و از 27 پارچه آبادى و يك ريگستان ( ريگستان شورابك ) تشكيل يافته است .
( از قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
( 1111 )
ص 291 ، سطر 21 : خاكى
[ خا كى ] ( اسم خاص ) . اين نام در فرهنگهاى جغرافيايى مورد استفاده حقير و حتى نسخ خطى مرجوعه يافت نشد . تيمسار سپهد جهانبانى در كتاب عمليات قشون در بلوچستان ( صفحهء 13 چاپ دوم ) از طايفهاى بنام « خاكىزهى » « 1 » در ناحيتى به همين نام - كه در سراوان بلوچستان قرار دارد - نام مىبرند كه يورت آن طايفه است . ظاهرا نقطه مورد بحث جهانگشا اين نقطه است .
[ ص 292 ]
( 1112 )
ص 292 ، سطر 1 : شير خان
[ شى ر خا ن ] ( اسم خاص ) . ملك شير خان بنابر قول تاريخ كرمان ( سالاريه ) از نژاد صفاريان بوده و به زمان نادر ، بر بمپور و مضافات آنجا حكم ميرانده است .
( از تاريخ كرمان تصحيح باستانى پاريزى صفحهء 305 ) .
( 1113 )
ص 292 ، سطر 5 : خاران
[ خا ر ا ن ] ( اسم خاص ) . نام يكى از نواحى مرزى « 1 » بلوچستان است .
( از هشت سال در ايران سايكس ) .
( 1114 )
ص 292 ، سطر 5 : جالق « 2 »
[ جا ل ق ] ( اسم خاص ) . نام قصبهايست ببلوچستان كه در دو فرسخى فهرج و بشرق آن قرار دارد .
( از « سفرنامهء بلوچستان » نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 430 و بفرهنگ جغرافيايى جلد 8 رجوع شود ) .
هامش
( 1 ) - مقصود مرز بين ايران و افغانستان است .
( 2 ) - كتاب « اسامى قراء و آباديهاى ادارهء آمار . » دهستان جالق را با 16 پارچه آبادى مىآورد .