عباسى بخش بستان آباد شهرستان تبريز ، واقع در 26 كيلومترى جنوب خاورى بستان آباد و يك كيلومترى شوسهء ميانه به تبريز .
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد 4 ذيل « سياه چمن » ) .
( 1072 )
ص 276 ، سطر 13 : تركش
[ ت ر ك ش ] ( اسم خاص ) . دهى است از دهستان منگور بخش حومهء شهرستان مهاباد ( ساوجبلاغ مكرى ) ، واقع در 54 كيلومترى جنوب باخترى مهاباد و 5 ر 45 كيلومترى باختر شوسهء مهاباد بسردشت - .
اين ناحيه كوهستانى و سردسير است .
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد 4 ) .
[ ص 277 ]
( 1073 )
ص 277 ، سطر 5 : قلعهء نادريه
[ ق ل ع ى نا د ر ى ى ] ( اسم خاص ) . قلعتى است « 1 » واقع در يك فرسخ و نيمى منامه « 2 » .
( 1074 )
ص 277 ، سطر 16 : چقچران « 3 »
[ چ ق چ ر ا ن ] ( اسم خاص ) . ناحيتى است از اعمال غورات تابع هرات ، بين خط 65 و 66 درجه و 11 و 5 دقيقه و 18 و 23 ثانيه طول شرقى و 34 و 35 درجه و 20 و 26 دقيقه و 47 و 55 ثانيه عرض شمالى . - هواى آن در زمستان بسيار سرد است .
( از قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
[ ص 278 ]
( 1075 )
ص 278 ، سطر 6 : غرجستان
[ غ ر ج س تا ن ] ( اسم خاص ) . ناحيتى است بافغانستان بحدود زير :
غرب : هرات ؛ شرق : غور ؛ شمال : مرو الرود ؛ جنوب : غزنين ؛
هامش
( 1 ) - در « جغرافياى طبيعى كيهان » صفحهء 107 آمده : اين محل كاملا موقعيت نظامى دارد و در آنجا خندق بزرگ و عميقى وجود دارد كه هنوز چوبهاى زورق در آن خندق يافت مىشود . از قرار معلوم سابقا عكس بعضى از سلاطين خصوصا نادر شاه را در روى سنگ حجارى كرده و در قلعه نصب نموده بودند ولى متأسفانه امروز اثرى از آن نيست .
( 2 ) - منامه بندر معروف و مركز بحرين است اين نام را معرب « منعهه » مىدانند ولى اصل آن « مينابه » است كه « ميان آب » پارسى است و بحرين ترجمهء عربى آن مىباشد .
( از جغرافياى طبيعى كيهان صفحهء 107 ) .
( 3 ) - در قاموس جغرافيايى افغانستان اين نام « چخچران » ذكر شده است .