( 598 )
ص 116 ، سطر 13 : مكلل
[ م ك ل ل ل ] ( اسم مفعول باب تفعيل ) . تاج و اكليل بر سر نهاده . - ملمع . - درخشان .
( از ناظم الاطباء ) .
( 599 )
ص 116 ، سطر 17 : مصاهرت
[ م صا ه ر ت ] ( مصدر باب مفاعله ) . دامادى و قرابت و خويش يافتن .
( از منتهى الارب ) .
( 600 )
ص 116 ، سطر 17 و 20 :
مخصوص شبستان آن جناب ساختهاند . . . درين وقت . . .
يكنفر از بنات مكرمات خاقان مغفور را به جهت شاهزاده :
بوتكف مىگويد دختر شاه سلطان حسين « 1 » يعنى دخترى كه بوسيله مياصديق و ملا زعفران از شيراز به زرقان فرستاده شده بود ، و مخصوص شبستان نادر گرديد ابتداء زن شاهزادهء گرجى بنام داودام
« Davdam »
بود و از او پسرى دوازده ساله داشت . خواهر او كه دختر ديگر شاه سلطان حسين بود و بزنى شاهزاده رضا قلى ميرزا درآمد فاطمه سلطان بيگم نام داشت و بعدها در خراسان انتحار كرد « 2 »
بتاريخچهء نادر شاه مينورسكى رجوع شود .
( 601 )
ص 116 ، سطر 19 : بنات
[ ب نا ت ] ( جمع ) . دختران ، دوشيزگان .
( از اقرب الموارد ) .
( 602 )
ص 116 ، سطر 21 : حق السعى
[ ح ق ق س س ع ى ] ( تركيب اضافى ) . مزد و پاداش زحمت .
( از ناظم الاطباء ) .
[ ص 117 ]
( 603 )
ص 117 ، سطر 5 : بند رودخانهء شوشتر
[ ب ن د ر و د خا ن ى شو ش ت ر ] ( تركيب اضافى ، اسم خاص ) . حمزه اصفهانى مىگويد :
هامش
( 1 ) - نام اين دختر رضيه خانم بود .
( 2 ) - علت انتحار اين شاهزاده خانم بواسطهء آگاهى از مرگ فجيع برادر خود ( شاه طهماسب ) و برادرزادههايش بدست مير غضب شاهزاده رضا قلى ميرزا ، شوهر او ، بود .