تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
( 598 )

ص 116 ، سطر 13 : مكلل

[ م ك ل ل ل ] ( اسم مفعول باب تفعيل ) . تاج و اكليل بر سر نهاده . - ملمع . - درخشان . ( از ناظم الاطباء ) . ( 599 )

ص 116 ، سطر 17 : مصاهرت

[ م صا ه ر ت ] ( مصدر باب مفاعله ) . دامادى و قرابت و خويش يافتن . ( از منتهى الارب ) . ( 600 )

ص 116 ، سطر 17 و 20 :

مخصوص شبستان آن جناب ساخته‌اند . . . درين وقت . . . يكنفر از بنات مكرمات خاقان مغفور را به جهت شاهزاده : بوتكف مىگويد دختر شاه سلطان حسين « 1 » يعنى دخترى كه بوسيله مياصديق و ملا زعفران از شيراز به زرقان فرستاده شده بود ، و مخصوص شبستان نادر گرديد ابتداء زن شاهزادهء گرجى بنام داودام
« Davdam »
بود و از او پسرى دوازده ساله داشت . خواهر او كه دختر ديگر شاه سلطان حسين بود و بزنى شاهزاده رضا قلى ميرزا درآمد فاطمه سلطان بيگم نام داشت و بعدها در خراسان انتحار كرد « 2 » بتاريخچهء نادر شاه مينورسكى رجوع شود . ( 601 )

ص 116 ، سطر 19 : بنات

[ ب نا ت ] ( جمع ) . دختران ، دوشيزگان . ( از اقرب الموارد ) . ( 602 )

ص 116 ، سطر 21 : حق السعى

[ ح ق ق س س ع ى ] ( تركيب اضافى ) . مزد و پاداش زحمت . ( از ناظم الاطباء ) .

[ ص 117 ]

( 603 )

ص 117 ، سطر 5 : بند رودخانهء شوشتر

[ ب ن د ر و د خا ن ى شو ش ت ر ] ( تركيب اضافى ، اسم خاص ) . حمزه اصفهانى مىگويد :
هامش
( 1 ) - نام اين دختر رضيه خانم بود . ( 2 ) - علت انتحار اين شاهزاده خانم بواسطهء آگاهى از مرگ فجيع برادر خود ( شاه طهماسب ) و برادرزاده‌هايش بدست مير غضب شاهزاده رضا قلى ميرزا ، شوهر او ، بود .
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 593 | ميرزا مهدي خان استر آبادى