كه محاسبان اوهام و دفترنويسان افهام از حصر و احصاى آن عاجز آمدند ، از آن جمله تخت طاوسى 1205 بود كه كنوز كيكاوس و خزاين دقيانوس 1206 روى نماى جواهر شاهوار آن را ميشايست ، و در ايّام سلاطين سابقهء هندوستان دو كرور جواهر كه باصطلاح اهل هندوستان هر كرورى صد لك و هر لك عبارت از صد هزار روپيه است صرف ترصيع آن شده بود ، و همچنين لالى غلطان و الماس رخشان ، كه نظير آن در خزاين هيچيك از ملوك سلف و سبق وجود نداشت ، بمخزن دولت نادريه منتقل شد . امراء و خوانين دولت و اعيان دار الخلافه و رايان خودراى و صوبهداران ممالك آراى نيز كرورها و لكها از نقود و جواهر و مرصعآلات و نفايس اسباب برسم پيشكش هديهء بارگاه حضور ساختند . سعادت خان در آن اوقات وفات يافت . بعد از فوت او محصل بصوبهء لكهنو فرستادند و چهل الف نقد ، كه باصطلاح ايران دو هزار هزار تومان است ، با فيلان كوهتوان اسباب بيكران از صوبهء مزبور ، كه متعلق به سعادت خان ، بخزانهء عامره رسانيدند .
در ايام توقف از خزائن سلطنت و پيشكش امراء و صوبهداران دور و نزديك مساوى پانزده كرور بسركار همايون انتقال يافت . از خزائن و جواهر و اسباب كارخانجات و اثاثه سلطنت مقدار خطير ، كه فزون از حوصلهء تحرير و شايستهء سركار چنين پادشاه بىنظير گردونسرير باشد ، بسركار پادشاه و الا جاه گذاشته ، به آن وسيله در منّت به روى بيوتات عامرهء گوركانيه گشودند « 1 » و بعظماء و رؤساء ، كه مصدر خدمات شايسته بودند ، انعامات شايان عنايت ، و بر عموم غازيان و ملازمان ظفرقرين مساوى مواجب ، كه از ديوان داشتند ، مرحمت و بخدمتگزاران « 2 » اردوى همايون از هركس كه بود بقرار نفرى صد روپيه و شصت روپيه برسم انعام شفقت كردند . از خاص و عام
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « بر اين وجه بيوتات گوركانيه را بىبهره نگذاردند . »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « بمشاوران و بمشيران . »