تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
لشكر شور و شر بست ، و اسيرانى كه در تصرف لشكريان بودند تماما استرداد و باولياى ايشان تسليم شدند . گويا زمانه بدفع گزند چشم بد از سراها و مساكن آن طايفه سپند سوخت . چون در شب شورش سيد نياز خان ، داماد قمر الدين خان ، و شهسوار خان ، كه از اعاظم هند بودند « 1 » ، بر سر فيلخانه رفته مرتكب قتل فيلبان‌باشى و بردن فيلان شده ، و در خارج حصار شهر متحصن گشته بودند . عظيم الله خان و فولاد خان ، كه از اعيان دولت گوركانيه بودند ، به حكم و الا مأمور گرفتن ايشان گشتند آنها مومى اليهما را با چهارصد و هفتاد نفر گرفته بدربار دولت حاضر كردند و همگى عرضهء تيغ ياسا گرديدند . از وقايع بهجت‌افزا اينكه : مخدرهء سراپردهء گوركانيه را به جهت شاهزاده نصر الله ميرزا 1195 خطبه كرده ، بتهيهء اسباب سور و آرايش بزم سرور پرداخته ، كنار رود جمون محاذى ايوان ديوان خاص هر شب بچراغان مطلع صد هزار بدر ، و تا يكهفته ايام و ليالى عشرت را رشك روز نوروز و غيرت شب قدر ساختند . هر روز فيلان كوه‌پيكر و گاوان فيل‌منظر و شيران اژدهامهابت و ببران صاحب صلابت را بجنگ ميانداختند « 2 » . روز يكشنبهء بيست و پنجم ماه مزبور شهزاده بديدن شاه والاجاه رفت . بعد از انقضاى مجلس ، موافق آداب و آيين آن سلسلهء عليه خفتان مرواريد و مزين بجواهر شاهوار را زيور قامت شاهزادهء والاتبار ساخته ، و چند قطعه الماس نيز تكلّف و سه زنجير فيل و پنج رأس اسب با ساخت و يراق مرصع براى سوارى شاهزاده بپيشگاه جلو كشيدند . شب دوشنبهء بيست و ششم ماه مزبور مقارنهء سعدين واقع شد . الحاصل در عرض چند روز كه ضابطان خزاين و بيوتات از انجام شغل مقرر فارغ شدند ، حاصل بحروكان و ظروف زرين و سيمين و اوانى 1204 و اسباب مرصع بجواهر ثمين و اجناس نفيسه چندان بقلم آمد
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « از بزرگان هند بودند . » ( 2 ) - در نسخهء « ح » : « تا يك هفته هر روز صحن جنگ و حوشى بود كه بهم مىانداختند . »