شأن را باوج آسمان افراختند . در آن مكان نزهتبنيان بمعمارى رأى رزين و مهندسى طبع سعادتقرين ، قلعهء وسيعه مشتمل بر عمارات رفيعه و بازار و چارسوق و آبانبار و حمّامات و مساجد و رباطات و قهوهخانه طرح انداخته ، آب تورنك 1109 را ، كه در لطافت آبروى كوثر و تسنيم 1108 بود « 1 » ، در آن جارى ساختند . بنّايان چابكدست ، كه از اطراف ممالك محروسه جمع آمده و در معسكر فيروزىاثر حاضر بودند ، دست و بازوى اهتمام يازيده آغاز كار كردند و در اندك روزى قلعهء مزبور در كمال متانت و استحكام بهمرسيده ، و صورت اتمام ابنيه و عمارات آن بر وضع دلنشين سخت انجام يافت . و شهر معمورهء خلد تمثال ، * كه سواد آن طعنه بر غرّهء بيضاى شهر شوّال ميزد ، * « 2 » بعرصهء ظهور آمده ، مانند ماه نو به خوبى طاق انگشت نماى آفاق گشت و به نادرآباد موسوم گرديد . در هيجدهم ماه مزبور اشرف سلطان غليجايى ، كه در عهد پادشاهان سلف حكومت غليجايى بپدران او اختصاص داشت از قلعه فرار و جبههساى دربار سپهر اقتدار گشته ، منظور نظر عنايت شده متعاقب آن معروض سدّهء سنيهء و الا گرديد كه فوجى از غليجايى بعزم دستبرد بكنار ارغنداب برآمدهاند . فوجى از دليران بدفع ايشان نامزد گشته ، طومار حيات بسيارى از ايشان را بزلال سيف آبدار به آب ماليدند .
چون چند روز ميدان بايشان داده شده بود كه شايد قدم جرأت از قلعه بيرون گذارند ، بعد از وقوع اين شكست ديگر سر از گريبان خمول در نياورده ، بسپردارى متانت حصار بخوددارى پرداختند . پس همّت و الا بمحاصرهء قلعهء قندهار مقصور گشته ، در اطراف آن قلعهء سپهرمانند بفاصلهء ربع فرسخ قلعهجات محكم ، كه دايرهء محيط تمام قلعهجات شش و هفت فرسخ ميشد ، ترتيب دادند و بهر قلعه فوجى مأمور و در هر صد قدم برجى استوار احداث و بهر برج تفنگچى بحراست « 3 » معيّن گشت . ثانى الحال چون
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « كه در گوارايى آبرو كوثر مىريخت . »
( 2 ) - در نسخهء « ط » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .
( 3 ) - در نسخهء « ح » : « بمحافظت »