تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
خجلت‌افزاى حجلهء عروس ، آفتاب خداوند بيت و قمر كدخداى خانه و زهرهء زهرا سرود سراى جنگ و چغانه بود ، مجلس طوى 688 با هزاران فروزيب ترتيب يافته ، دو هزار دست خلعت گرانبها در آن روز بسركردگان سپاه و اميران بارگاه و بندگان دربار و چاكران جانسپار ، از جامه خانهء نوازش عنايت گشته ، برو دوش هريك مانند كوه ، آراستهء خلاع خارايى سنگين « 1 » ، و بسان شاخ گل ، چله‌پوش اثواب بوته‌دار و رنگين گرديد . ساكنان عرصهء خاك ، بساط نشاط آراستند ، و شوخ چشمان افلاك پايكوب سور و سرور برقص برخاستند . تا يك هفته برين نهج ، جشن و چراغان و آيين بندى بود ، و دلهاى خلايق از موايد گوناگون لذت‌اندوز انواع كاميابى و خرسندى گشته ، اين هفته را هر هفت شاهد ايام و گلگونهء جمال شهور و اعوام ساختند . در شب هفدهم ماه قران سعدين 689 و اتصال نيرين 690 واقع شده و آن عمارت دلنشين از پرتو وجود مسعود آن دو اختر برج سعادت ، رشك بيت الشرف آفتاب گرديد . بعد از سرانجام كار طوى ، برسم سير و شكار بجانب ابيورد و كلات ، كه مسكن اصلى آن حضرت بود ، توجه فرمودند و بجناح « 2 » مرحمت سايه‌گستر فرق آمال سكنه آن ديار ، كه حسرتكش ديدار فايض الاثار بودند ، گشتند . چون تركمانيهء خوارزم اكثر اوقات آمده در طژن ، كه منتهى معمورهء سرحدات ابيورد است ، يورت اختيار ، و بنواحى درون و نسا و ابيورد اطاله دست تطاول و اضرار مىكردند ، اگرچه ابراهيم خان ، بموجب حكم و الا با جمعيت موفور در ناحيهء درون متوقف ، و بتنبيه آن طايفه مأمور بود . اما چون عزم بلند و همت آسمان پيوند آن حضرت ، * هرگز توقع امداد از كسى نداشته * « 3 » كار را باميد برادر و چاكر نگذاشته ،
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « بخلاع خارايى سنگين آراستند و غم ايام را از دلهاى خود بپيراستند . » ( 2 ) - در نسخهء « ح » : « بال » ( 3 ) - در نسخهء « ح » جملهء بين دو ستاره وجود ندارد .