كارآيى آنها آگاهى كامل داشت . روان شناسى نيروها به حضرتش اين امكان را مىداد كه به افراد ، وظيفهاى در خور توان و شايستگى آنان بدهد و كارى خارج از اندازهء توان بر عهدهء كسى نگذارد .
حسان بن ثابت ، شاعرى چيره دست و توانا بود ، اما قدرت شركت در جنگ را نداشت . « 1 » پيامبر خدا ( ص ) كه از اين موضوع آگاهى داشت هرگز او را به ميدان جنگ نفرستاد و تنها از قريحه و ذوق سرشار او عليه دشمن استفاده مىكرد . تعدادى از نو مسلمانان مكه در جنگ حنين شركت كردند ، وقتى نوبت تقسيم غنيمتها رسيد ، حضرتش كه مىدانست آنان بيشتر به انگيزهء كسب غنيمت به جنگ آمدهاند ، همهء اموال را ميان آنها تقسيم كرد . در مقابل ، انصار نگران آن بودند كه رسول خدا ( ص ) در مكه بماند و به مدينه نرود . در همان مجلس چنين اعلام كرد : شما خشنود باشيد كه اموال از آن مكيان باشد و رسول خدا ( ص ) همراه شما باشد . با شنيدن اين خبر غريو شادى از انصار برخاست و غنيمتها را بكلّى از ياد بردند .
روز جنگ احد شمشيرى را به دست گرفت و پرسيد چه كسى حق اين شمشير را ادا مىكند ؟ چند نفر از جنگجويان اعلام آمادگى كردند ، ولى رسول خدا ( ص ) شمشير را به آنان نداد تا آنكه « ابو دجانه » برخاست و گفت : حقش چيست اى رسول خدا ( ص ) ؟
فرمود : اينكه آن قدر به دشمن بزنى تا كج شود ، و آن گاه شمشير را به ابودجانه داد . « 2 »
محبت متقابل
پيامبر خدا ( ص ) نسبت به رزمندگان اسلام محبّت داشت و در رفع گرفتاريهاى مادى و معنوى آنان مىكوشيد . ديديم كه رزمندگان اسلام پس از جنگ موته فرارى تلقى شده ، مورد نكوهش مردم قرار گرفتند و رسول خدا ( ص ) آنان را از اين اتهام برى دانست و از يكايك آنان دلجويى كرد . در جنگ خندق براى آنكه از فشار جنگ بر مسلمانان بكاهد با يكى از قبيلههاى مهاجم وارد گفت و گو شد ، هر چند مسلمانان خود به اين كار رضايت
هامش
( 1 ) - ر . ك . الاعلام ، زركلى ، ج 2 ، ص 188 .
( 2 ) - السيرة النبويه ، ج 3 ، ص 71 .