ندادند ، و نمونههاى فراوان ديگر .
مجاهدان اسلام نيز در مقابل ، پيامبر ( ص ) را دوست مىداشتند و در هنگام خطر ، جان خود را سپر ايشان مىساختند . در جنگ احد سپاهيان دشمن حلقهء محاصره را بسيار تنگ كردند و از هر سوى به جانب حضرتش تيرمىافكندند . در اين ميان تعدادى از مسلمانان به دفاع از آن حضرت برخاسته ، تا دفع خطر از ايشان جانانه نبرد كردند . در پايان همين نبرد ، يكى از زنان مسلمان كه چند تن از عزيزانش به شهادت رسيده بودند ، وقتى خبر سلامتى رسول خدا ( ص ) را شنيد ، بسيار شادمان شد .
بهترين نمونهء دوستى متقابل پيامبر ( ص ) و يارانش در رفتار ابوذر با ايشان ديده مىشود . ابوذر در جنگ تبوك از سپاه عقب ماند . پس از سه روز خسته و تشنه به مسلمانان پيوست . پيامبر خدا ( ص ) كه از ديدارش شادمان بود ، دستور داد سيرابش كنند ، اما با كمال تعجب ديد كه ابوذر مشكى آب به همراه دارد . فرمود : آب دارى و تشنهاى ؟
گفت : آرى پدر و مادرم فدايت . به صخرهاى رسيدم كه روى آن آبى گوارا و خنك يافتم . با خود گفتم : اين را نمىنوشم تا حبيب من رسول خدا ( ص ) از آن بنوشد . « 1 »
دورانديشى
پيامبر خدا ( ص ) بسيار دورانديش بود و مسائل نظامى را با ديدگاه سياسى ، ارزيابى و تحليل مىكرد . ابتدا همهء احتمالها را مورد بررسى قرار مىداد و سپس تصميم مىگرفت .
در جريان حديبيه با وجود آنكه بيشتر مسلمانان با قرار صلح مخالف بودند ، حضرتش كه آيندهء كار را روشن و موفقيتآميز ارزيابى مىكرد ، آن را پذيرفت . تاريخ اسلام ، درستى نظر ايشان را تأييد كرد و معلوم شد كه تصميم حضرتش پس از سنجيدن همهء جنبهها گرفته شده است . آن حضرت در فتح مكه چنان عمل كرد كه هيچ گونه درگيرى شديد و خشونتآميز و گستردهاى پيش نيايد و چنين هم شد .
رسول خدا ( ص ) هنگام اعزام سپاه ، در طول راه و در اردوگاهها چنان با هوشيارى و
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 21 ، ص 216 .