درس پانزدهم : سيرهء نظامى رسول خدا ( ص )
حضرت محمد بن عبدالله ( ص ) يك پيامبر بود و مأموريّت هدايت انسانها به سوى خداوند را بر عهده داشت . او بسيار علاقهمند بود كه مردم از گمراهى رهايى يابند ، به راه راست درآيند و در اين راه رنج فراوان برد و سختيهاى زيادى را برخود هموار ساخت ، پيامبر رحمت بود و آمده بود كه مردم را با شيوهاى منطقى و خردپسند متقاعد كند كه دست از شرك و بتپرستى بردارند و به خداوند يكتا ايمان بياورند . او با هيچ كس سر دشمنى نداشت ، دنبال مقامى نبود ، قصد تصرف سرزمينى را نداشت و از قبيله ، مردم يا نژادى خاص طرفدارى نمىكرد بلكه آمد كه همهء نظرها را متوجه خداوند كند و مشعل خاموش دين را برافروزد .
با اين حال دعوت صميمانهء رسول خدا ( ص ) در آغاز بىپاسخ ماند ، سركشان قريش به مخالفت برخاستند . وابستگى شديد مردم به بتها سدّ راه توحيد شد . دانشمندان يهود و نصارا از راه حسادت وارد شدند و نتيجه آن شد كه رسول خدا ( ص ) ناخواسته وادار به جنگ گرديد . وقتى مخالفان ، زبانى جز زبان زور نمىدانستند ، حضرتش نيز دست به شمشير برد ، اما نه شمشير جهانگشايى . آن حضرت زمانى به اقدام نظامى و خشونتآميز دست مىزد كه كار با عقل و منطق پيش نمىرفت . وى براى مداواى درد جهل ، ابتدا داروى موعظه ، بشارت و تهديد را مىآزمود و گاهى كه هيچ كدام مؤثر نبود ، درمان را با داغ و جرّاحى به پايان مىبرد .
هر چند رسول خدا ( ص ) پيامبر و با منبع وحى در ارتباط بود ، اما جنگهاى وى رنگ بشرى داشت . او به شيوهء معمول روزگار خويش مىجنگيد ، هر آن تدبيرى كه لازمهء يك جنگ بود مىانديشيد و از ابزار و ادوات جنگى استفاده مىكرد ، گاه در جنگ پيروز