تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
( 1 ) شعبى گويد : امير المؤمنين ( ع ) مردى را ديد راه مىرود و دستهايش را بالا و پايين مىبرد و تكبّر مىورزد ، فرمود :
يا مؤثر الدنيا على دينه * و التّايه الحيران فى قصده أصبحت ترجو الخلد فيها و قد * ابرز ناب الموت عن حدّه هيهات انّ الموت ذوا سهم * من يرمه يوما بها يرده لا يشرح الواعظ قلب امرئ * لم يعزم اللّه على رشده « 1 »
( 2 ) دربارهء گريه به حال اسلام فرموده است :
ليبك على الإسلام من كان باكيا * فقد تركت اركانه و معالمه فقد ذهب الاسلام الا بقية * قليل من الدّنيا الّذى هو لازمه « 2 »
( 3 ) و دربارهء تشويق به راز دارى فرموده است :
و لا تفش سرّك الا اليك * فانّ لكلّ نصيح نصيحا فانّى رأيت قواة الرّجال * و لا يتركون اديما صحيحا « 3 »
( 4 ) دربارهء قناعت به مقدار كفاف مىفرمايد :
اقدع النّفس بالعفاف و الا * طلبت منك فوق ما يكفيها طالما قد مضى و ما للّذى لم * يأت من لذّة لمستحلّيها انّما انت طول عمرك ما * عمرت بالسّاعة الّتى انت فيها « 4 »
هامش
( 1 ) اى كه دنيا را بر دينت ترجيح مىدهى و در قصد و هدفت سرگردان و حيرانى تو در اين دنيا به زندگى جاويد اميد دارى در حالى كه دندانهاى مرگ از حد خود فراتر آمده است . زنهار كه مرگ داراى تيرهايى است كه هر كس روزى هدف آنها قرار مىگيرد و دريافت مىدارد تا خداوند رشد و هدايت كسى را اراده نكرده باشد هيچ‌گاه سخن واعظ دل او را نمىگشايد . ( 2 ) هر كه مىخواهد بگريد بر اسلام بگريد كه اركان و آثار اسلام متروك شده است . اسلام جز باقيماندهء اندكى كه مربوط به دنيا و لازم و ملزوم آن است ، از ميان رفته است . ( 3 ) راز دلت را جز به خودت بر ديگران فاش مكن زيرا هر خير خواهى را خير خواهى است زيرا من مردان توانمند را ديده‌ام در حالى كه هيچ سفره ( مهمانى ) را سالم نمىگذارند ! ( يعنى با غيبت و گفتن اسرار ديگران آلوده مىسازند . ) ( 4 ) نفس را به پاكى و عفاف وادار ، و گرنه بيش از حد كفايت از تو طلب خواهد كرد . چه در طول زمانهاى گذشته و چه براى آيندگان ، هيچ لذت نفسانى از راه حلال نبوده است . براستى تو با تمام مدت عمرت هستى ، تنها اين ساعت نيست كه تو در آن به سر مىبرى .