و لربما صبر الفتى عند الأذى * و فؤاده من حرّه يتأوّه « 1 »
( 1 ) در اين مضمون فرموده است :
يمثّل ذو اللّب فى نفسه * مصائبه قبل ان تنزلا
فإن نزلت بغتة لم ترعه * لما كان فى نفسه مثلا
رأى الأمر يفضى إلى آخر * فصيّر آخره أوّلا
و ذو الجهل يأمن ايّامه * و ينسى مصارع من قد خلا
فإن ندهته صروف الزّمان * ببعض عجائبه أعولا
و لو قدّم الصّبر فى نفسه * لعلّمه الصّبر حسن البلا « 2 » .
( 2 ) شعبى نقل كرده است كه مردى به خدمت على ( ع ) رسيد ، عرض كرد : مىخواهم مسجدى بسازم ، فرمود : مىخواهى از مال حلالت بسازى ؟ مرد پاسخى نداد ، و از آنجا رفت و مسجدى را ساخت بر ديوار مسجد نوشت :
بنى مسجدا للّه من غير حلّه « 3 »
( 3 ) و در روايتى آمده است :
رأيتك تبنى مسجدا من خيانة * فكنت به حمد اللّه غير موفّق
كمطعمة الزّناة من كسب فرجها * فقال لها اهل البصيرة و التّقى
لك الويل لا تزنى و لا تتصدّقى « 4 »
هامش
( 1 ) چه بسا جوانمردى سخن مىگويد ، چشمانى در ديدن او به رقابت برمىخيزند و او پرظرفيت است . و چه بسا جوانمردى در برابر خصم ، از ترس به او پاسخ نمىدهد و مهر خموشى بر لب زده است در حالى كه او گشاده زبان است . و چه بسا جوانمردى به هنگام آزار ديگران شكيباست در صورتى كه از شدّت آن آزار رنج مىبرد .
( 2 ) عاقل ، ناگواريها را پيش از آن كه وارد شود پيش خودش مجسّم مىسازد بنابراين اگر مصائبى ناگهانى وارد شود او را بىتاب نمىكند چون پيشبينى كرده است ، هر كارى را انديشيده است كه به كار ديگرى مىانجامد . بنابراين پايان آن را به آغاز بازگردانده است و نادان از وضع روزگار ، خود را در امان مىبيند و موارد هلاكت پيشينيان را فراموش مىكند پس اگر دگرگونيهاى روزگار او را به وسيلهء برخى از شگفتيهايش برنجاند ، او حريص مىشود و اگر در وجود او پيشينهء صبر و شكيبايى باشد هرآينه صبرش ، راه تحمّل گرفتارى را به او خواهد آموخت .
( 3 ) مسجدى را براى خدا ! از مال غير حلال ساخته است !
( 4 ) مىبينمت كه از راه خيانت مسجد مىسازى و به حمد اللّه كه ناموفق هستى ! مانند اطعام و انفاقى كه زن روسپى از درآمد خودفروشى انجام مىداد ، اهل بينش و تقوا به او گفتند واى بر تو ! نه زناكارى كن و نه صدقه بده !