تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
تغافل و تهاون او را مغرور گردانيد ، و به دواعى تطميع و ترغيب به دام انتقام كشيد ، و در محتبس طلب قصاص بازداشت ، و راه خلاص او بربست ، امّا هر كارى را وقتى معيّن و غايتى محدود و امدى معلوم مقدّر است ؛ و در تدارك آن حال تعجيل و تأجيل نامتصوّر . ابو القاسم به حيلتى از حبس فلك المعالى بگريخت ، و در اقطار جهان از طرفى به طرفى تردّد مىكرد ، تا به نيشابور به حضرت سلطان آمد و به ذمّت او ملتجى شد ، پنداشت كه به اتّشاج ذات البين و اتّحاد مصالح جانبين سلامت خواهد يافت . سلطان او را بند برنهاد و به منوچهر فرستاد ، تا به راه ياران برفت ، و السّلم .
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 153 | رشيد الدين فضل الله همدانى