اينجا به مرحلهء اجرا درمىآيد ، فرايندى كه مىتوان آن را به عنوان قدمى تعيينكننده به سوى [ تاريخنگارى ] نوين ارزيابى كرد .
در رابطه با شكل و محتوا نيز تاريخ بنى اسرائيل از همهء آنچه تا پيش از آن عرضه شده بود ، بسيار فراتر مىرود . رشيد الدّين خود كاملا به اين واقعيّت آگاه بود ، وى در مقدّمه متذكّر شد كه مرورى بر « تاريخ اسرائيليان » را با چنين ترتيب و مطالب منتخب ، پيش از او هيچكس ديگرى تأليف نكرده است 4 .
نويسندهء ما همچنين با شناخت اساسى از حكايات انجيلى يهودى متأخّر و خرد پرورشيافته در مكتب خاخامى ، همهء مزايا را در شخص خود گرد آورده بود تا به اين اثر شكلى دهد كه با برداشت تاريخى متعهّد او مطابقت داشته باشد .
اگر بر وابستگى رشيد الدّين به طبقهء ممتاز روحانيّت يهودى دورهء خود حتّى كمترين ترديدى باقى باشد ، بايد با مطالعهء تاريخ بنى اسرائيل كاملا بر طرف شود ، چرا كه اين نوشته خود گوياترين دليل بر صحّت آن وابستگى است .
دادههاى اندكى كه در رابطه با خاندان و اصل و نسب رشيد الدّين ، يا دقيقتر گفته شود ، رشيد الدّوله ( نام او پيش از تشرّف به اسلام در حدود 1278 ) شناخته شده است فقط آنچه را كه گفته شد مجددا تأئيد مىكند . بر اين اساس مىتوان فرض كرد كه نويسندهء متولّد همدان در سال 1248 م . ، به عنوان فرزند داروسازى يهودى ، در كنار تحصيل طبّ ، بايد از تربيت مذهبى تمامعيارى برخوردار شده باشد كه البتّه موطن او با مدرسهء خاخامى معروف آن (
Jeshive
) قطعا همه پيشفرضهاى لازم را بدين منظور عرضه مىكرد .
امّا عليرغم ماهيّت
hypothetic
فرضى اين گمان ، بايد حدسى نزديك به واقعيّت باشد ، چرا كه فقط به اين ترتيب مىتوان پديد آمدن اين اثر را بهطور منطقى توضيح داد .
تاريخ بنى اسرائيل نيز مانند تاريخ اقوام فرهنگى غير مسلمان اوراسيا ،