تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ بنى اسرائيل ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦

حال يرميا « 1 » النّبى الهارونى

در آن عصر [ صدقيا ] « 2 » او را و قوم او را پند و موعظت مىداد و انابت و توبت مىفرمود و ترغيب بر طاعت بختنصر « 3 » بابل « 4 » مىكرد . نصيحت او قبول نمىكردند ، بلكه قصد هلاكت او مىكردند و تمكين نمىيافتند و او ايشان را بيم و تخويف و تهديد مىكرد به آمدن بختنصر و به نهب و قتل و حرق و اسر ، و به همان تاريخ وزير بختنصر كه نام او نبوسرادان « 5 » بود ، در سال نهم از ملك صدقيا به امر او بيامد با لشكرى جرّار ، و سه سال ناقصه شهر بيت المقدس را حصار داد ابتداى آن روز دهم از كانون « 6 » ، و آن دهم روز بود از شهر طبت « 7 » كه [ يهود ] روزه مىدارند تا روز [ ديگر ] در جميع مساكن و اماكن ، و آخرش روز نهم است از ماه تموز « 8 » از سال يازدهم ؛ و به سبب انحصار در شهر تنگى و گرسنگى غالب شد . سوراخى در بارو كردند و از آنجا بيرون گريختند . لشكر بختنصر چون آگاهى يافتند ، بر عقب ايشان برفتند و به ايشان برسيدند ، و صدقيا و همه رؤساى آن قوم را بگرفتند و به اسيرى به بابل آوردند ، و روز دهم از ماه آب « 9 » آتش در زدند و بيت المقدس را بسوختند و همه خلق را به شمشير بگذرانيدند ، و يك كس را زنده نگذاشتند مگر ضعفا و مساكين را . و بر ايشان مردى [ صالح متّقى ] كه نيز از نسل داوديان بود نام او [ گزليا « 10 » بن احيقام « 11 » ] ، امير كردند و او پنجاه و دو روز در ملك بماند . فرزندان عمون « 12 » جماعتى را برگماشتند تا او را بكشتند ، و باقى بنى اسرائيل به مصر و ديگر اطراف متفرّق شدند ، و در اين زمان [ بود كه
هامش
( 1 ) .Yirmija( 2 ) .Sadakija( 3 ) .Buhtnasar( 4 ) .Babil( 5 ) .Nabusaradan( 6 ) .Kanun( 7 ) .Tabat( 8 ) .Tammuz( 9 ) .Ab( 10 ) .Gazalija ]( 11 ) .Ahikam( 12 ) .'Amun
جامع التواريخ ( تاريخ بنى اسرائيل ) ( فارسى ) — صفحة 136 | رشيد الدين فضل الله همدانى