تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ بنى اسرائيل ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
افراييم « 1 » بن يوسف « 2 » بن يعقوب « 3 » بن اسحاق « 4 » بن ابراهيم « 5 » عليه السّلام با قوم خود در دوازدهم از [ ماه ] نيسان « 6 » از [ رود ] اردن « 7 » عبور كردند بعد از انشقاق آب ، و بر آن حال بماند تا همه خلايق بگذشتند ، و در حال عبور ائمّهء هرونى صندوق شهادت را در ميان اردن بداشته بودند تا بعد از عبور مردم آن صندوق را نيز بگذرانند ؛ و چون تمام صعود كردند آب اردن با حال خود رجوع نمود ، چنان كه پاى ائمّه كه حامل صندوق بودند ، تر نشد به سبب رسيدن آب . آنگاه يوشع « 8 » بن نون « 9 » فرمود تا دوازده سنگ از ميانهء اردن بيرون گرفتند و بر كنارهء اردن بنهادند تا موجب تذكّر اين واقعهء عظيم بود ، يعنى انشقاق اردن بر دست يوشع و با بنى اسرائيل بعد از انقطاع منّ قدرى از آن باقى مانده بود ، در مدّت چهل روز آن بقيّت را نيز بخوردند و جمله مدّت اكل منّ چهل سال بود ، و آخرش روز شانزدهم از نيسان ! و قربان فصح « 10 » در روز چهاردهم كرده‌اند و فطير روز يازدهم خوردند ، و يوشع دو مرد را اختيار كرد و به جاسوسى بفرستاد به يريحا « 11 » . چون خبر بياوردند تا لشكرهاى بنى اسرائيل برفتند و گرداگرد شهر يريحا فروگرفتند و باروهاى يريحا حصين و متين بودند از سنگ‌هاى عظيم بر يكديگر نهاده كه هيچ‌كس را قوّت خراب كردن آن نبود از بنى اسرائيل . پس با رؤساى بنى اسرائيل هفت روز گرد بارو طواف كردند هر روز سه نوبت . پس حق تعالى يوشع را فرمود كه تو با صندوق شهادت در پيش رويد و ناگاه بر بارو غلبه كنيد كه من در آن حال شما را چيزى عجيب بنمايم ، يوشع امتثال امر حق را در آن اقدام نمود . ناگاه بارو شكافته شد و فروآمد و با زمين
هامش
( 1 ) .Efraim( 2 ) .Jusuf( 3 ) .Ja'kub( 4 ) .Ishak( 5 ) .Ibrahim( 6 ) .Nisan( 7 ) .Urdun( 8 ) .Jusu'a( 9 ) .Nun( 10 ) .Fash( 11 ) .Jariha