حرارت آفتاب در ايشان تأثير نكند و از سرماى شب مصون مانند .
معجزهء ديگر
حيوانات چرنده از جميع جهات و جوانب كه ايشان را بودندى به هيچ وجه سباع آن را ضررى نرسانيدندى .
و آوازهء اين خبرها در اطراف و اكناف عالم منتشر شد و هيبت و تعظيم و فزع در دل مستمعان مرتسم گشت ، و ينبوع فوران آب و تفجّر آن از صخرهء صمّا على الفور بودى ، و جريان آن در مواضع بسيار ميان لشكر جرّار و حشم نامدار ، و طول و عرض آن سنگ يك گز در يك گز بود و متانت و صلابت آن بغايت بود ، و در اين معجزه جمله خلق عالم را حيرت و دهشت مىآمد از آنكه اگر يك نوبت بودى هم عجب بودى خصوصا كه اين حال مستمر گشت على و تيرة واحدة در شهور و ايّام و سنين و [ اعوام ] .
معجزهء ديگر
گردنبندى كه حق تعالى موسى « 1 » را فرمود كه از بهر هارون « 2 » بسازد و نام آن بدله الحكم « 3 » [
v
282 ] نهاد و آن وشاح را از زر و صوف و كتّان مفتول ساخته بود و در نسج اين جواهر نفيس تعبيه كرده بود و سه سطر بر وى نوشته ، هر سطرى به لونى ديگر ، و اسامى اسباط دوازدهگانه بر آنجا نقش كرده ، و نام ابراهيم « 4 » و اسحاق « 5 » و يعقوب « 6 » ؛ و به سبب اين نامها جمله حروف معجم در ضمن آن مندرج بود .
و خاصيّت آن وشاح آن بودى كه اگر ميان بنى اسرائيل يكى را كارى افتادى مهم و يا ملكى را حالى حادث شدى و خواستندى كه بدانند پوشيد كه آن حال جز به طريق وحى ندانستندى ، آن ملك يا نبى مقدم داشتندى ، و پيش ايشان امام اعظم هرونى بيستادى و هشت جامه كه خاص بودى به وى و اولاد
هامش
( 1 ) .Musa( 2 ) .harun( 3 ) .Badlah AL - hukm( 4 ) .Ibrahim( 5 ) .Ishak( 6 ) .Ja'kub