تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ بنى اسرائيل ) ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
هرون « 1 » امام يا فرزندان او باز نمودى ، و در قدس حوضى پرآب بودى به قفل و بند به دست هرون و فرزندان او . از آن آب كوزهء سفالين پرآب كردندى و به سه انگشت قدرى خاك قدس برداشتندى و بر سر آن پاشيدندى و چيزى بر او خواندندى ، و نام آن زن و آن حال بر آن خواندندى و زن را دادى تا بخوردى . اگر زن زنا كرده بودى ، در حال سياه و تباه شدى و مهرا گشته . بپوسيدى ، و اگر زانيه نبودى ، سلامت يافتى ، و هم در آن سال از شوهر به پسر آبستن شدى ، و اگر عاقره نيز بودى ، البته بار گرفتى . اتفاقا دو خواهر بودند كه ايشان را به صورت از يكديگر بازنشناختندى . بعينه متّحد بودند . شوهر او گمانى به تهمت برد . حال او به فرزندان هرون عليه السّلام عرض كرد . زانيه خواهر خود را بفرستاد تا به سبب پاكى از گناه بلا از او دفع كند . خواهر برفت و آب بخورد . به دو هيچ آسيبى نرسيد . چون بازگشت ، خواهر زانيه او را در كنار گرفت . از بوى نفس آن آب كه به دماغ زانيه رسيد در حال مهرا شد و بر جاى بتركيد ، و خلق عبرت گرفتند ، و اين معجزه تا يك هزار سال بماند .

معجزهء ديگر موسوى

آنكه اگر كسى ميان چند پاره ولايت كشته شدى ، آن زمين را از شش جهت مساحت كردندى و در وسط مساحت گوساله بكشتندى و در آفتاب انداختندى تا كرم در او افتادى و روى به صنيعه نهادندى كه دزد يا قاتل در آنجا بودى . به در خانهء مجرم رفتندى و در خانه بر آن شخص گناهكار رفتندى . در حال آن شخص متّهم مجهول ظاهر شدى . بر جمله معجزات انبيا خوارق عادات بود ، و آن مدّتى بماند ؛ و يا حوادث كه مودّى به آحاد بود و يا معجزات كه عام بودى در مكانى يا در زمانى ؛ و مثل
هامش
( 1 ) .Harun