تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ بنى اسرائيل ) ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
خلاص داد ، و مدّت سى و نه سال و يك ماه و يك هفته موسى « 1 » خدمت شعيب « 2 » كرد و براى او گوسفندان مىچرانيد . و در اين روز عمر موسى به هفتاد و نه سال و سى و هفت روز رسيده بود . بر عادت معهود در مراعى و مسارح خوشيدهء مرغزار سير مىكرد و رعايت مواشى مىنمود . ناگاه به وادى مقدس كوه طور « 3 » رسيد . به واسطهء كمالات نفسانى و قوّت و استعداد روحانى به ملاقات مناجات آنجا رسيد . آتشى لطيف شريف ديد از كدورت دخان صافى كه در شاخ خار سنا شعله مىزد و گرداگرد شوك درآمده و آن را نمىسوخت . موسى در تفكّر متعجّب فرومانده كه گوييا اين چه حالت است ! چون در مشاهدهء آن ديده‌ور شد و شك و ريب از او مرتفع گشت ، از ميانهء آتش نداى : يا موسى ! يا موسى ! شنيد ، گفت : لبيّك گفت : بدين مقام نزديك مشو ، دور شو و نعلين بيرون كن .
إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً
؛ و رسول ما باش پيش فرعون « 4 » و خروج بنى اسرائيل از مصر كه ما دعاى ايشان قبول كرديم و فرياد و غياث ايشان را استجابت نموديم . زود بود كه خلاص دهيم ايشان را از مضايق تنگى و نجات از دلتنگى و به درجهء مقرّبان رسانيم ؛ و اوّل خطاب بارى سبحانه و تعالى با موسى عليه السّلام روز پنجشنبه بود ، پانزدهم نيسان « 5 » كه شب پانزدهم آتش ديده بود در سينا « 6 » و آن شبى غمناك و تاريك بود و مظلم مغتم و مهتم ؛ و آن سال دو هزار و چهار صد و چهل و هشت از خليفه بود ، و سال هشتادم بود از عمر موسى عليه السّلام . براى آنكه ولادت او هفتم آدار « 7 » بود ؛ و از اين تاريخ تا منتصف نيسان هفتاد و نه سال و سى و هفت روز بود ؛ و چون موسى استصغار و استحقار نفس خود و عجز و ضعف مىديد از اقسام اثقال اعمال اعذار مىجست .
هامش
( 1 ) .Musa( 2 ) .Su'aib( 3 ) .Tur Sina( 4 ) .Fir'aun( 5 ) .Nisan( 6 ) .Sina( 7 ) .Adar