تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
شعر
خلقيست همه معجب و صد رنگ اكنون * دوريست تهى ز صلح و پر جنگ اكنون از تنگى انصاف و فراخى ستم * يا رب چه فراخست دل تنگ اكنون
سلطان تكش را عراق مسلّم شد ، و فرزند خويش يونس خان را در عراق بگذاشت ، و محمّد خان را در رى ايالت داد ، و تخت همدان به اينانج داد . عزّ الدّين فرّخ از اصفهان به خدمت آمد ، شحنگى اصفهان بر او مقرّر فرمود ، و جمله امرا را ولايت به مراد ايشان بداد ، و از راه مياجوق را به مدد ايشان به عراق فرستاد ، تا جواب خصمان مىگويد . باقى اين حكايات در تاريخ خوارزميان از ولاء توان يافت و السّلم تمام شد تاريخ سلچوقيان و از ولاء آن تاريخ سلاطين خوارزمى مىآيد ان شاء اللّه تعالى و منّه *