تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
از پيش از عهد كيان ، هروقت طايفهء پارت به پيشداديان ياغى مىشده ساسها را به كمك خود مىطلبيده‌اند بعد هم كه پارتها سلطنت اشكانى را تشكيل دادند باز در هنگام لزوم از طايفهء ساس استعانت مىنمودند . ديوارى كه يك سمت آن به قرادنكيز و سمت ديگر به باب - الابواب متصل مىشده و باز از سمت مشرق درياى خزر شروع شده و تا ساحل جيحون امتداد يافته براى منع تطاول و چپاول ساسها بوده كه آنها را « گت » و « ماساگت » مىگفتند و گت و ماساگت همان يأجوج و مأجوج است كه در تورات « گوگ » و « ماگوگ » نگاشته شده . « 1 » سپوتاس : يا « اسپوتاس » به عقيدهء استرابن اسم درياچهء اروميه بوده و آن را ارامنه « كاپوتان » ناميده . سلنى : اسم شهر افيون قره حصار است كه آن را « قره حصار صاحب » مىنويسند مركز لوا و تابع ولايت خداوندگار بروسه است . سلوسيا : يا « سلوسى » شهر مشهور بابل است كه سلوكوس نيكاتر در سنهء سيصد و هفت قبل از ميلاد در كنار دجله ساخت . خرابهء او در مقابل طيسفون هنوز موجود است و اين دو شهر را چون روبروى هم بوده اعراب « مداين » مىگفته‌اند . سمينا : اسم قديم سمنان بوده . سنعار : يا « شنعار » يا « سينهار » اسمى است كه عبريها به ارض بابل كه در حوالى التقاى دجله و فرات واقع شده داده و شهر بابل
هامش
( 1 ) . ساكاها يكى از اقوامى بوده‌اند كه در روزگاران قديم از درون آسياى ميانه يعنى از تركستان شرقى يا تركستان چين تا درياى آرال و خود ايران و از اين نواحى به فاصله‌هايى تا رود دن و از آن رود تا رود بزرگ دانوب پراكنده بودند و در هر قسمت از اين صفحات پهناور به نامى ديگر ناميده مىشدند . آن دسته را كه از طرف آسياى ميانه با ايران سروكار داشتند جغرافىنگاران باستان « ساك » يا « ساس » ناميده‌اند و داريوش بزرگ « سك » يا « سكا » مىنامد . مردمانى كه در اروپاى شرقى سكنى داشتند در كتب هردوت موسوم به « سكيث » هستند و اسسيت( scythes )فرانسوىشدهء اين نام است ( لغت‌نامهء دهخدا ) .