رزنا : از بلاد جزيره است و حالا معروف به « رأس العين » مىباشد .
ريننيكوس : بنابر مسطورات دانويل و بعضى از علماى ديگر اسم قديم رودخانهء ولگا بوده است .
زابديسنا : اسم قديم جزيرهء ابن عمر است تابع موصل و حالا هم موسوم به همين اسم است .
زابوس مينر : يعنى زاب كوچك و آن را يونانيها « كاپروس » مىگفتهاند .
زادراگارتا : به عقيدهء دانويل اسم شهر سارى مازندران بوده اما علماى جغرافى حاليه مىگويند در محلى كه حالا شهر استراباد واقع است شهرى بوده موسوم به اين اسم . درهرحال اين اسم مركب از دو كلمه است « زادرا » و « گارتا » اما « زادرا » علىالظاهر اسم والى يا بانى اين شهر بوده و « گارتا » همان گرد است مثل دارابگرد . « 1 »
زارانجى : يا « زارانگيا » اسم قديم آن قسمت سيستان است كه در حوالى درياچهء زره واقع و اين لغت زندى است و در لغت زند « زارايا » جاى باتلاق را مىگفته چنانكه در فرس قديم هم « دارايا » همين معنى را داشته و چون به مجاورت درياچهء اين قسمت باتلاق بوده موسوم به اين اسم شده .
زاريس : اسم درياچهء سيستان است . اكتزياس طبيب كه شرح حال او در آخر جلد دويم درر التيجان نگاشته شد « 2 » در تاريخ خود مىگويد : « زاريس اسم شهرى است در نواحى سيستان » .
هامش
( 1 ) . جغرافىنويسان قديم گفتهاند كه نام قديم قصبهء سارى واقع در خراسان « زادراگارتا » است كه زمانى پايتخت پادشاهان اشكانى بوده لكن بر طبق ضبط صحيح ، نام اين شهر ( زادراكرد ) است كه استراباد كنونى يا بطورى كه تصور شده است نام ديگر شهر « سىرنكس » است كه در حدود شهر استراباد بوده و در داستان لشكركشى اسكندر به گرگان از آن نام برده شده است ( لغتنامهء دهخدا ) .
( 2 ) . براى شرححال اكتزياس رجوع شود به فرهنگ مورخين و جغرافىدانان در انتهاى كتاب حاضر .