تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
زارياسپا : اسم قديم شهر بلخ بوده . « 1 » زغما : معنى اين كلمه « پل » مىباشد . وقتى كه از بلاد سوريه خواستند به الجزيره بروند پلى بر روى فرات بسته از روى آن عبور كردند بعد شهرى در نزديكى آن پل آباد نموده آن را هم به اسم پل ، « زغما » گفتند . اين پل و اين شهر فىمابين حلب و اورفه ( بيره‌جك ) واقع و حالا معروف به « بقرة الفرات » است . سابيرى : اسم شعبه‌اى از طوايف هياطله بوده كه از شمال به سواحل بحر خزر آمده در سمت قفقاز سكنى گرفته بعد از مائهء پنجم و ششم مسيحى به حوالى دنيپر رفته و حالا آن ناحيه را « سورى » يا سيبرى مىنامند و ايالت پولتا و اوچرنيكو از ممالك روس در آنجاست . « 2 » سارماسيا : دشت قبچاق است و در لغت تارتارى نگاشته شد . ساريگا : اسم شهر قديم سرخس خراسان است . ساكا : يا « ساس » اسم يكى از شعب بزرگ طوايف تورانى است . مسكن آنها از طرف مغرب ، تركستان و از طرف جنوب شرقى و مشرق ، كوه ايمائوس و از طرف شمال ، تاتارستان و آنها همان قوم سگزى مىباشند كه در سيستان منزل گرفته و بدين واسطه سيستان را سگستان گفته و سگستان را اعراب ، معرب نموده سجستان كرده‌اند و سگزى يا ساس بعد به اسم ماساژت موسوم شده و « سك‌سرى » كه فردوسى عليه الرحمة و غيره به تورانيها نسبت داده به واسطهء اين است كه نژاد آنها به طايفهء ساس مىپيوسته .
هامش
( 1 ) . زارياسپ نام قديم شهر بلخ است . مؤلف ايران باستان آرد از نويسندگان جديد بعضى نوشته‌اند كه اسكندر در زارياسپ مجلسى از سرداران ايرانى تشكيل كرد ( لغت‌نامهء دهخدا ) . ( 2 ) . سابيرى قومى بودند كه در قرن پنجم و ششم ميلادى بين رودخانهء قوبان و سلسله جبال قفقاز سكونت داشتند . در اواسط قرن ششم به سوى دسنه و دنيپر مهاجرت كردند و در آن نواحى سكونت گزيدند و نواحى جديد سابيريه يا سبريه نام گرفت ( لغت‌نامهء دهخدا ) .