تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
امروز « زاوه » مىگويند لكن يك زاوه در نزديك تربت حيدرى است و زاوهء ديگر در شمال غربى بامى و هيچ‌يك صلاحيت آن را ندارد كه بگوييم آساآك در اين محل بوده . به عقيدهء ما در ناحيهء عشق‌آباد حاليه در سمت شمالى دامنهء كوه ، شهر آساآك بنا شده و آن را آشكاك گفته‌اند يعنى بنا نهادهء اشك . يونانيها كه شين نداشته آن را آسكاك ضبط كرده و آخرالامر ايرانيها كه اين طبقه سلاطين را اشك مىناميده آنجا را اشك‌آباد خوانده و عشق‌آبادى كه امروز معروف است همان اشك‌آباد است . آسپادانا : اسم شهر اصفهان بوده « 1 » و معنى آن معسكر و جاى سواران است چه اسپا چنان‌كه در لغت آريا سپه نگاشته شد به معنى سپاه و سپاهى و سوار است و آسپادا يعنى محل سپاهيان . و متأخرين از علماى جغرافى در كلمهء سپاهان تحقيقى قريب به مطلب مذكور نموده‌اند . آسپىئى - آسپىهى : اسم طايفه‌اى بوده كه در زمان اسكندر كبير در ناحيهء كابل تا هندوستان سكنى داشته . گمان قريب به يقين اين است كه همين طايفهء افغان حاليه بوده يعنى افاغنه از نسل آنها مىباشند و به مناسبت سپاهىبودن اين اسم يافته . آستابنا : شهرى بوده از بلاد دهستان كه قدما « داهيا » مىگفته‌اند . شهر آستابنا در نزديك آساآك مذكور در فوق بنا شده و شايد در محل قزل‌رباط كه عوام حالا قزل‌آروات مىگويند آن را ساخته چه جاى ديگر در آن حدود قابل بناى شهر نيست . آسساكنى : اسم طايفه‌اى بوده از طوايف هندو كه در عهد اسكندر كبير در حوالى سرچشمه‌هاى رود پنجاب ساكن بوده‌اند . آسيريا : همان مملكت آثوريا و آشور است كه حالا فرنگيها
هامش
( 1 ) . آسپادانا نام قديم شهر اصفهان . و اين شهر در زمان اسكندر شهرى كوچك بوده است و آن را « آسپينر » مىگفته‌اند ( لغت‌نامهء دهخدا ) .
تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 67 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه