آن است داده آن سرزمين را « كوراسم » گفتند و كوراسم به مرور « خوارزم » شد . پس وجه تسميهاى كه براى خوارزم ، متأخرين بيان كردهاند نبايد صحتى داشته باشد .
كوروميترن : يا « خوروميژن » اسم قديم خراسان است و ظاهرا اين اسم بايد از كلمهء خور و مهر مركب شده باشد اگرچه وجوه ديگر هم به نظر مىآيد .
كوناكسا : از شهرهاى عراق عرب و در نزديكى فرات و در جنوب مايل به مغرب بابل بوده . چون جنگ اردشير درازدست كيانى با برادرش خسرو كه ياغى شده بود در حوالى اين شهر اتفاق افتاده معروف شده است « 1 » ( اين همان جنگى است كه خسرو شكست خورده و كشته شد و اگزنفون سردار معروف يونانى كه در خدمت خسرو مستخدم بوده با چهارده هزار يونانى به وطن خود بازگشت و ده هزار نفر آنها را سالما به وطن رسانيد و « بازگشت ده هزار نفرى » از مطالب مشهورهء تاريخى شد ) .
كيرسشاتا : يا « سيرسشاتا » از قلاع قديمهء ماوراءالنهر بوده است . كيخسرو كبير آن را در كنار رود سيحون ساخته كه به واسطهء آن دفع شر طوايف تورانى را نمايد . معنى تحت اللفظى كيرسشاتا قلعهء خسرو است . اسكندر كبير اين قلعه را خراب كرد و قدرى دور تر در همان حوالى قلعهاى بنا نموده آن را « اسكندريه » ناميد .
گوالپرسيس : با كاف فارسى يعنى قسمت عميق فارس كه عبارت از دشت و جلگه باشد و « گوال » مشتق از « گوالا » شده كه به معنى گود
هامش
( 1 ) . كوناكسا محلى بود در يازده فرسخى بابل از طرف شمال و تصور مىكنند كه در نزديكى خرابههايى است موسوم به « كونيش » و اكنون اين محل را « خان اسكندريه » گويند . در اين محل بين كوروش كوچك و اردشير دوم جنگى روى داد و اين جنگ يكى از وقايع مهم تاريخ بشمار مىرود ( لغتنامهء دهخدا ) .