خورده و از پيشانى بيرون آمده با اينهمه نمرده بود ، و پس از ديرى هم بهبودى يافت .
پس از همه خود حاج صمد خان رسيد . گرد و خاك سر و رويش را پوشانيده و سبيلها فرو آويخته ، پيدا ميبود چه دلتنگى ميداشت ، پس از ديرى رحيم خان آمد و از صمد خان ديدار كرده بگله و نكوهش پرداخت كه چرا بىآگاهى از وى بچنان كارى برخاسته .
سپس آمرزش خواست كه چون روز چهارشنبه است و سواران چلبيانلو در اين روز از پ 280 اين پيكره نشان ميدهد يكدسته از آزاديخواهان تبريز ( شاگردان باسكرويل ) را ( اين پيكره پس از كشته شدن باسكرويل براى فرستاده شدن بآمريكا برداشته شده )
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 887
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٨٧