تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 797

مساهمون:

ص٧٩٧
« از تمام خودنمايى و عرض چاكرى جز بستن كوله‌بار تمتع چيز ديگرى نبود چنانچه » « طرف خود را بستند هريك راه هضم آن را در پيش گرفته بسمتى درگذشتند و مهمترين » « حجتى كه اين اولاد مظلوم اعليحضرت ملوكانه در دست دارند اينستكه همين كه با توجه » « امام زمان عليه السلام پاى اين چند نفر مفسد دولت و ملت كش از ميانه خارج گرديد » « كوس اتحاد حقيقى اولاد در ميان تمام اهالى كوفته شد و ثانيا باب مخادمت در ميان » « رعيت مطيع و پادشاه مهربان فراز گشت از آنوقت اعليحضرت امر اجراى قانون انتخاب » « وكلاء را تعليق بنظم آذربايجان ميفرمودند حال دگر گويا براى ترديد خيال آن پدر » « تاجدار هيچ موضوعى در كار نباشد چه اهل تبريز باتحاد كلمه فعلا در قلب خود جز محبت » « پادشاه و انتظار افتتاح دار الشورى و تطبيق قانون اساسى ندارند بنابراين در عالم » « شاه‌پرستى و دولت‌خواهى ملت آذربايجان كه در حقيقت بمثابه قنديل ممالك محروسه » « است مستدعى هستند كه اعليحضرت اقدس ملوكانه بجاى مقاومت ملال‌انگيز براى » « تنكيل ملت بدبخت بيك همت ملوكانه امر به انعقاد دار الشورى ملى و انتخاب وكلاء » « نمايند كه هم اين فرصت نيكو را واسطه اتحاد آميزش ميان دولت و ملت قرار دهند » « و هم به اين تدبير سد سرايت اين بلواى عمومى را بساير ولايات فرموده باشند » .

پروايى كه درباره بيگانگان مينمودند

ما در اين كتاب از رويه سياسى پيشآمدها كمتر سخن رانده‌ايم . ولى بايد دانست كه انگليس و روس با همه پيمانى ، كه در سال پيش ميان خود بستند از همچشمى دست برنداشته بودند ، و چون روسيان هوادارى به محمد على ميرزا مىنمودند در برابر آنان انگليسيان نيز هواى مشروطه را مىداشتند . راستست كه يك تكان ژرفى در ايران ، بسود همسايگان نبودى و انگليسيان نيز بچنان تكانى خرسندى نداشتندى . با آن حال در آن كشاكش كه بنام مشروطه‌خواهى و خودكامگى برخاسته بود ، آنان سود خود را در هوادارى از آزاديخواهان مىشناختند كه اينها را در برابر محمد على ميرزا سرپا نگه دارند . از اينرو چون دار الشورى آن ناشايستگى را نشانداد و با دست لياخوف به آن آسانى برافتاد ، انگليسيان از آزاديخواهان نوميد شده سياست‌شان رنگ تاريكى گرفت . زيرا محمد - عليميرزا ، كليدهاى ايران را در دست داشته خود را بدامن روس انداخت ، و اين يك شكست سياسى براى ايشان ميبود . از اينرو روزنامه‌هاى انگليسى زبان ريشخند و بدگويى بايرانيان باز كردند ، و بدستاويز آن ناشايستى از ايرانيان ، همگى آسياييانرا ناشاينده آزادى خواندند . اين بدتر كه پس از آن پيشامد كسانى از نمايندگان دار الشورى ، از تقيزاده و ديگران ، كه خود را باروپا رسانيده بودند برخى از آنان از دولت انگليس درخواست ياورى بمشروطه ايران ميكردند . و در اينجا بود كه روزنامه تيمس بايشان پاسخ داده ميگفت : انگليسيان با روسيان اگرچه در آسيا راه همچشمى و كشاكش