سرى از آزاديخواهان گماردند . تلگرافخانه كه از كار افتاده بود به كار واداشتند . در آن چهار ماه ويرانيهايى در شهر رويداده خانهها و كوچههاى نزديك بجنگگاهها كوبيده شده و بسيارى از آنها به خون آلوده گرديده ، و درها و پنجرههاى بازارها و كاروانسراها شكسته و مغازههاى مجد الملك به آتش سوخته بود . رويهمرفته از سر خيابان تا نزديكى امير خيز ويرانهها بهم مىپيوست . قاسم خان والى رييس بلديه با يك چابكى بآباد گردانيدن اينها پرداخت و سنگرها كه در ميان شهر مىبود همه را برداشت . بازارها را در اندك زمانى به حال پيش آورد كه چون رمضان بپايان رسد همگى بازگردد .
در ميان اين شاديها چيزى كه مايه افسوس همگى ميشد نبودن حسينخان و كشته شدن پ 249 فرمانفرما ( اين پيكره در زمانهاى پيشتر برداشته شده )
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 795
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٩٥