سپاه ماكو از صوفيان برخاسته روانه شهر گرديدند ، و در آناخاتون كه جا براى ايشان آماده شده بود فرود آمده بسنگربندى پرداختند . از سنگر امير خيز دو تير توپ بسوى ايشان انداختند . بگفته بلواى تبريز با زبان گلوله پيام « خوش آمديد » فرستادند .
دربارى اردبيلى مينويسد : امروز بار ديگر تلگراف از محمد عليميرزا رسيد كه بايد كار شهر دو روزه پايان پذيرد :
شب پنجشنبه غوغاى بيمانندى بود و تا سفيده بامداد گلوله بر سر سنگرها ميباريد .
امشب كمتر كسى خواب بچشمش رفت . روز پنجشنبه كه سردسته مهلت سپرى مىشد از دولتيان پ 241 مشهدى محمد عليخان با دسته خودش
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 772
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٧٢