تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
از اين ايستادگى چه نتيجه خواهند گرفت . روز سه‌شنبه ششم تير ( 27 جمادى الاولى ) بار ديگر جنگ با سختى آغاز يافت . در اين روز بود كه دو سو چند بار يكديگر را از جا كنده پس راندند و در هربار كسانى از اينسو و از آنسو كشته گرديد . خانه حاجى ميرزا حسن در نزديكى بازار نهاده و در اين هنگام در دست دوچيان ميبود . او چون خود در اسلاميه نشسته « فتوى » ميداد دسته‌اى از سواران در خانه او سنگر بسته بنگهدارى آنجا مىكوشيدند ، و گاهى نيز فرصت يافته بيرون مىريختند و در آن پيرامونها دست بتاراج ميگشادند . چنان كه روز پيش به خانه حاجى ميرزا علينقى گنجه‌اى و بپاره‌اى مغازه‌ها ريخته تاراج كرده بودند . امروز مجاهدان خيابان و مارالان بر آن بودند كه ايشان را از آنجا بيرون رانند . اينست فشار سختى آورده پس از جنگ و خونريزى سخت سواران را از آنجا بيرون كردند ، و براى آنكه دوباره بازنگردند گذشته از تاراج بويرانى نيز كوشيدند . خانه‌هاى حاجى ملك التجار كه در آن نزديكى ، و خود او از بنيادگزاران اسلاميه ميبود ، نيز تاراج گرديد . در آنميان جنگ همچنان پيش ميرفت . سواران بار ديگر غيرت نموده بمجاهدان تاختند و آنانرا از خانه‌هاى حاجى ميرزا حسن بيرون راندند ولى يكساعت نگذشت كه دوباره مجاهدان بازگشته سواران را پس نشاندند و به آنجا دست يافتند . در اين رفت و بازگشت گذشته از آنكه كسان بسيارى كشته گرديدند ، يكداستان دلگدازى نيز رخ داد . چگونگى آنكه سواران چون بازگشته دوباره به خانه حاجى ميرزا حسن دست يافتند ، خواهرزاده ميرزا آقا بالا خيابانى كه تازه جوانى دلير و خود از مجاهدان مىبود ، از آنجا گريختن نتوانسته خود را در تنگنا ديد ، و چون سواران نزديك شدند دو تن را با گلوله از پا درآورد ، و خود از ترس جان به بخارى ( درون ديوار ) پناهيده در آن‌جا گرفت ، و همانا مى - خواست به پشت‌بام راه يابد . ولى سواران رسيده چند تيرى زده او را كشتند و سپس به تنش آتش زدند . مجاهدان چون بار ديگر به آنجا دست يافتند و كشته او را باينحال ديدند سخت تكان خوردند . ميرزا آقا بالا خان و خويشان او از خشم ندانستند چه كنند همان ساعت تن نيم سوخته را به روى تابوتى نهاده بيرون آوردند ، و براى آنكه دژ رفتارى دولتيان را نشان دهند آن را در كوچه‌ها و بازارها گردانيدند و همچنان بكونسول‌خانه‌ها بردند . سپس ميرآقا - بالا خان و كسان او به همين دستاويز بيك سياهكارى برخاستند : حاجى ميرزا محمد برادر امامجمعه جوان آرام و بىآزارى ميبود ، و در اين پيشامدها دانسته نيست بهرچه باسلاميه نرفته و در خانه خود مانده بوده ، كه مجاهدان او را با دو تن از كسانش كه يكى ميرزا رضاى داش آتانى و ديگرى برادر او شيخ الاسلام ميبودند ، دستگير گردانيده بدست مير ابو الحسن فشنگچى كه از سردستگان آزاديخواهان شمرده ميشد سپرده بودند و مير ابو الحسن آنان را در خانه خود نگه ميداشت . تا امروز ( يا فرداى آن ) ميرزا آقا بالا و خويشان او ، كه ديوانه‌وار باينسو و آنسو مىدويدند ، به اين
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 679 | احمد كسروى تبريزى